( 1 )
الف - اخلالهاى حزبى
يكى از بزرگترين خطراتى كه ارتش را تهديد مىكند ، اخلالهاى حزبى و جنددستگيهاى شومى است كه وحدت آن را در هم مىكوبد ، خاصه آنكه گروههائى در سپاه پيدا شوند كه با مقام حكومت مخالفت ورزند و يا پيوندى پنهانى با بيگانگان برقرار سازند و با الهام و كمكگيرى از آنها نظام و انضباط ارتش را در هم ريزند ، در اين صورت دولت هرگز نميتواند نه دير و نه زود بحصول پيروزى دست يابد .
در ارتش عراق هم دو حزب نابكار وجود داشت كه هرگز نسبت بحكومت امام وفادار نبودند و همهء تلاش و كوشش خود را براى برانداختن دولت هاشمى به كار ميبردند ، اين دو حزب عبارت بودند از :
( 2 )
حزب اموى
اينها از خاندانهاى سرشناس و گروههائى اشرافى بودند كه تنها هدفشان بدست آوردن پست و مقام و رسيدن به پول و قدرت بود ، بمانند عمر بن سعد ، قيس بن اشعث ، عمرو بن حريث ، حجار بن ابجر ، عمرو بن حجاج و ديگر كسانى كه هيچ پيوندى با فضيلت و بزرگمردى نداشتند و اينها مهمترين عناصر شكل دهندهء سپاه بودند كه با معاويه سروسرى داشتند و به او وعده داده بودند كه امام را ترور كنند و يا دست بسته تحويلش دهند و در ميان سپاه عراق كارهاى ننگين و خطرناكى به اين شرح مرتكب مىشدند :
1 - جاسوسهائى بودند كه وقايع سپاه امام را آنچه پنهان و آشكار بود مىنوشتند و براى آگاهى معاويه ميفرستادند .
2 - شيوهء پليد واسطگى را دنبال ميكردند و دلالهائى بودند كه بين معاويه و بزرگان عراق بايجاد ارتباط ميپرداختند .