( 1 ) اين گونه تاريخنويسانى كه از صلح امام حسن انتقاد مىكنند يا نسبت به اسلام حسادت و كينه ميورزند و يا در كار تحقيق از داشتن انصاف و انديشهء آزاد بىبهرهاند و گفتارشان مستند بدلايل روشن تاريخى نيست و قضاوتى هم كه غير منصفانه دربارهء امام حسن كردهاند پديدهء ناآگاهى آنها از تاريخ اسلام و ماجراهاى گوناگونى است كه امام را در آن دوران احاطه كرده و بپذيرش صلح ناچارش ساخته است و تاريخنويسى كه ميخواهد چهرهء روش شخصيتهاى اسلامى را براى مردم ترسيم كند ، بايد به تمام اوضاع و احوال آن روزگاران احاطه يابد تا نظراتش درست و خالى از اشتباه باشد .
هامش
در بىمايگى نوشتههاى بعضى از اين مستشرقين داستان خندهآورى است كه توجه به آن در اينجا لازم است ، يكى از مستشرقين و مورخين اروپائى كه به ايران مىآيد و در شهر تهران زبان فارسى را فرا ميگيرد و ميخواهد دربارهء اوضاع اجتماعى و خصوصيات اخلاقى ايرانيان كتابى بنويسد ، يك روز صبح باربرهائى را مىبيند كه اثاثه و لوازم خانگى را با خود مىبرند و عدهاى هم پيشاپيش آنها موسيقى مىنوازند از كسى مىپرسد اينها چيست ؟
ميگويد جهاز عروس است و دوباره مىپرسد اسم داماد چيست ؟ آن مرد ميگويد ( منظورت چيست ) شب كه مىشود ، مستشرق مردى را مىبيند كه در خيابان زنش را كتك مىزند ، از كسى ميپرسد جريان چيست ؟ مىگويد اين مرد زنش را كه بدون جهت خانه را ترك گفته و رفته است كتك مىزند ، مستشرق مىپرسد اسم اين شوهر چيست ؟ آن مرد مىگويد ( منظورت چيست ) مستشرق گمان مىكند اسم دامادى كه صبح برايش جهاز ميبردند و اسم شوهرى كه شب زنش را كتك ميزد ( منظورت چيست ) است و مىآيد و در كتاب تاريخى كه براى ايران تهيه مىكند مىنويسد ، در تهران دامادى را ديده كه صبح برايش جهاز مىبردهاند و همان شب عروس را در خيابان كتك ميزده و نامش هم ( منظورت چيست ) بوده است . اين وضع مستشرقين در امور بسيار ساده و بديهى است و چنين اشخاصى چگونه مىتوانند دربارهء حوادث پيچيدهء گذشته بررسى و تحقيق كنند و اگر هم بگوئيم تحريفى در تاريخ نكردهاند ، مسلما بايد بدانيم كه گفتارشان قابل اعتماد نيست و باعث تأسف است كه جوانهاى ما توجهى فراوان بگفتار اين خارجيها پيدا كرده و نوشتههايشان را كه دور از واقعيت و تحقيق كامل است مىپذيرند .