وسائلى كه در اختيار دارند به فرزندان شما چيزى ندهند ، اى مرگ و دورى رحمت خدا بر آنان باد با كارهاى ناروائى كه مىكنند و به زودى ستمكاران خواهند دانست كه چه سرنوشت شومى خواهند داشت » .
( 1 ) ولى گفتار مستدل امام كه براى مصلحتانديشى و لزوم پايدارى آنها بيان مىشد هرگز تأثيرى نمىبخشيد و هر آن بر تنگى موقع امام و شدت گرفتارىها و ناگواريهاى دردناك حضرتش افزوده مىشد و فرماندهان سپاه از فرصت جراحت و معالجهء امام استفاده ميكردند و براى پيوست فضاحت بارشان به معاويه بيشتر تلاش ميكردند و بهر وسيلهاى دست مىبردند و امام از همهء اين اقدامات ننگين و خواريهاى خيانت بارى كه براى پيوستن بدشمن مرتكب مىشدند به خوبى آگهى داشت .
بواقع وضع امام در چنين هنگامهء اسف بارى موجب سرگردانى و حيرت بود زيرا از يك سوى ميديد كه مبارزهء با معاويه يك جهاد واجب و ضرورى است كه بفرمان دين و لزوم شرع بايد انجام يابد و از سوى ديگر بهم پاشيدگى و دگرگونى سپاه عراق را ميديد و شاهد اسباب چينىهاى رسواگرى بود كه براى كشتن او صورت مىپذيرد و بناچار از اصلاح آنها نوميد شد و دست از آنان بازداشت و با همهء اينها بازهم خواست آنها را بيازمايد و از ميزان پايداريشان در صورت شعلهور شدن آتش جنگ آگهى يابد و بدين جهت به يارانش فرمان داد تا سپاهيان را به نماز جماعت فرا خوانند و چون همگان فراهم آمدند بسخن ايستاد و پس از ستايش پروردگار چنين فرمود :
« به خدا سوگند ما هرگز در مبارزه با مردم شام پشيمانى و ترديدى نداريم ، ما اكنون با دشمن با سلامت و صبر مىجنگيم ، اما ديگر دشمنىها سلامت را از ميان برداشت و سراسيمگى به -
حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: فخر الدين حجازى
ص١٣٨