تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
( 1 ) امام با غمى بزرگ و اندوهى ژرف و دردناك به من چنين پاسخ داد : « به خدا قسم ، من معاويه را از اينها بهتر ميدانم كه خود را شيعهء من شمارند و آهنگ جانم را دارند و خيمه‌ام را غارت مىكنند و اموالم را مىبرند ، به خدا اگر بتوانم از معاويه پيمانى بگيرم كه خونم ريخته نشود و پيروانم و خاندانم در امان بمانند برايم بهتر است كه بدست اين مردم كشته شودم و خاندانم نابود گردند ، به خدا قسم اگر با معاويه صلح كنم و عزيز بمانم بهتر است كه با پستى و اسارت بدست اينها بيفتم و كشته شوم ، اگر بخواهم با معاويه بجنگم اينها گردن مرا مىگيرند و تسليم دشمن مىكنند و آنگاه معاويه يا مرا ميكشد يا بر من منت مىگذارد و رهايم مىكند و اين ننگ هميشه براى بنى هاشم ميماند و معاويه و دودمانش بر زنده و مردهء ما هميشه منت مىگذارند » . امام در اين گفتار از آنچه بدست اين شيعه نمايان دروغين به او خواهد رسيد خبر داد و از گستاخى و جسارتى كه بشخصيت ممتازش وارد خواهند آورد سخن گفت و پايان كار اين منافقان را بيان داشت كه يا او را مىكشند و يا تسليم معاويه مىكنند معاويه هم يا او را مىكشد و يا رهايش مىسازد و قدرت خود را به امام مىنماياند و اين براى هميشه بنى هاشم را دچار ننگ و سرافكندگى خواهد كرد . ( 2 ) امام با توجه به اين وضع نابسامان و حوادث خطرناك ، عواقب جنگ با معاويه را از نظر گذرانيد و نتايج شوم و سياه و خطراتى را كه براى اسلام و مسلمين پيش خواهد آمد بررسى كرد و ديد از ميان اينهمه سپاهى فقط گروهى بسيار اندك بحمايت او برمىخيزند و اين گروه را خاندان پيامبر و عده‌اى از صحابهء وفادار رسول و شاگردان