و بحمايتش برنخاستند و مرد تبهكار را سرزنش نكردند ، زيرا ديگر پند و نصيحت اثرى نداشت و كسى به حق نمىگرائيد ، به گمان زياد ، كسانى كه امام را تكفير مىكردند همان گروه خوارج بودند و كسى جز اين بدكاران جرأت چنين جسارتى را نداشت .
( 1 )
سوء قصد به امام
اندوهها و گرفتاريهاى امام از سپاهيان نابكارش به اين اندازه هم پايان نيافت و دردهائى بزرگتر در انتظارش بود تا بدانجا كه گروهى از رشوه خواران و خوارج آهنگ جانش كردند و امام سه بار مورد سوء قصد قرار گرفت ولى جان بسلامت برد .
1 - بهنگام نماز ، تيرى بسوى امام انداختند ولى به حضرتش آسيبى نرسيد .
2 - جراح بن سنان بر ران امام ضربتى فرود آورد و تفصيل اين ماجرا بطورى كه شيخ مفيد مىنويسد چنين است :
امام خواست كه ميزان فرمانبرى پيروانش را بيازمايد و در اين مورد آگاهى بيشترى يابد ، بدين جهت فرمان داد كه منادى مردم را به نماز جماعت فرا خواند و پس از اداى نماز بسخن ايستاد و فرمود :
« ستايش خداى راست چنان كه ستايشگران او را مىستايند و گواهى مىدهم كه خدائى جز او نيست چنان كه هر گونه گواهى بر يكتائيش چنان گواهى ميدهد و شهادت مىدهم كه محمد ( ص ) بندهء او و فرستادهء اوست كه خدايش به حق فرستاد و امانتگذار وحيش فرمود . اما بعد ، من به خدا قسم اميد ميدارم كه بلطف و منت پروردگارى بهترين اندرزگوى بندگانش باشم و هرگز كينهاى از هيچ مسلمانى بدل نمىگيرم و نسبت به كسى ارادهء بد و نيت ناروائى ندارم و شما آنچه را كه در هماهنگى و يگانگى ناخوش داريد