تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
( 1 ) معاويه هم عين اين نامه‌ها را براى امام ميفرستاد تا امام را به خيانت سپاهيانش آگاه كند ، امام ، با دريافت اين نامه‌ها به تباهى و پستى و بدبينى يارانش يقين پيدا كرد « 1 » . از آثار شوم رشوه و خيانت كه دلهاى بيمار را فرا گرفته و ارزشهاى انسانى را بباد داده بود وقوع حادثهء اسف‌انگيز ديگرى بود كه اندوهى فراوان براى امام ببار آورد . امام فرماندهى از قبيلهء كنده را به همراه چهار هزار نفر به انبار فرستاد و به او فرمان داد كه در آنجا فرود آيد و هيچ كارى نكند تا دستور لازم به او برسد وقتى كه فرمانده كندى در انبار فرود آمد ، معاويه نامه‌اى به همراه پيكى براى او فرستاد و گفت : اگر بسوى ما بيائى فرماندارى يكى از نواحى شام يا عراق را به تو وامىگذارم و هيچ‌كس را بر تو نمىگمارم و پانصد هزار درهم نيز براى او فرستاد ، فرمانده خائن كندى پولها را گرفت و به همراه دويست نفر از خويشان و يارانش بمعاويه پيوست ، امام از شنيدن اين خبر به سختى اندوهناك شد و از اين مردمى كه بخيانت گرائيده و جانب باطل و گمراهى را گرفته‌اند غمى بزرگ بدل گرفت و دردمندانه بسخن ايستاد و فرمود : « اين مرد كندى هم به معاويه پيوست و به من و شما خيانت كرد و من چندين بار گفتم كه شما مردم وفائى نداريد و بندگان دنياييد ، اكنون مرد ديگرى را بجاى او ميفرستم ولى ميدانم او هم به زودى مثل رفيق شما بما خيانت مىكند و رضاى خداوند را دربارهء ما مراعات نمىكند » . امام مرد ديگرى را از قبيلهء بنى مراد يا چهار هزار نفر بسوى معاويه فرستاد و در حضور مردم به او تأكيد كرد كه خيانت نورزد ، اما به او خبر داد كه تو هم مثل آن فرمانده كندى خيانت مىكنى
هامش
( 1 ) - جنات الخلود فصل نهم ، كشف الغمه ص 154 و كتابهائى ديگر .