و سپاهيانى اندك ولى پيوسته و همكار و هماهنگ مىتوانند پيروزيهائى بزرگ بدست آورند و نيروى دشمن را هر چند از آنها فراوانتر و قويتر باشد در هم كوبند ، سپاهيان عراق هم اگر چه نفراتى فراوان و تجهيزاتى كامل داشتند ولى چون گرفتار پراكندگى و سستى و پستى بودند چگونه ميتوانستند پيروز شوند و با وجود اين از هم پاشيدگى و تفرقه ، تعداد فراوانشان چه سودى داشت ؟
( 1 )
3 - چگونگى سپاهيان :
بدون شك ، ارتش ، ستون نيرومندى است كه بناى حكومت بر آن استوار است و پايدارى و استحكامش بر آن است و با نيروى خويش دولت و ملت را از تجاوز بيگانه نگه ميدارد و تكيهگاه همگان در امنيت و نظم عمومى است به شرطى كه به حكومتش ايمان داشته باشد و به هدف دفاعى خود اخلاص ورزد ولى اگر خيانت ورزد و بمقام فرماندهى عالى خود دشمنى كند و در پى انتقام و منتظر فرصت باشد تا از قبول مسئوليت شانه خالى كند و بفرمان دشمن درآيد ، مسلما در هيچ يك از ميدانهاى نبرد خارجى و داخلى پيروز نمىشود و در جو سياسى آلودهاى كه ابرهاى سياه نفاق و نافرمانى افق آن را فرا گرفته هرگز به چيرگى دست نمىيابد .
ارتش عراق هم كه به همراه امام براى نبرد با معاويه بسيج شده بود چنين وضع نابسامانى داشت و در فتنهها فرو رفته بود و موج بدبختى و تيره روزى چنانش در هم فشرده بود كه خطرش براى امام از خطر معاويه بزرگتر بود ، چنان كه شيخ مفيد ، به خوبى وضع اين سپاه را بيان مىكند و با ابتكارى خاص آنها را به گروههائى گوناگون بخش مىكند و مىگويد :
( 2 ) مردم عراق كه به همراه امام آمادهء جهاد شدند ارتشى بس عظيم و سنگين بودند ولى بتدريج سست و سبك و اندك شدند زيرا از