ديگر آنكه او ملزم بود نهايت كوشش خود را در جنگ با معاويه ابراز كند زيرا او در مقام انتقام و خونخواهى از معاويه بود و بسر بن ارطاة سردار معاويه دو فرزند عبيد الله را در هجوم به يمن كشته بود و بالاخره فرماندهى سپاه را عبيد الله مطلقا بر عهده نداشت بلكه مقام فرماندهى را مثلثى متعهد بود كه قيس بن سعد و سعيد بن قيس دو پهلوى ديگر آن را تشكيل ميدادند و در اين باره مرحوم آل ياسين حق مطلب را بدرستى ادا كرده است « 1 » .
( 1 )
2 - تعداد سپاهيان :
سخن مورخان در مورد تعداد سپاهيانى كه با امام از كوفه به مظلم ساباط حركت كردند مختلف است ، ابن ابى الحديد از سپاهى عظيم ياد مىكند و عدد آنها را نمىآورد فقط تعداد مقدمهء لشكر را كه همراه عبيد اللّه بن عباس بودند دوازده هزار نفر مىنويسد و ميگويد همگان از سواران ورزيدهء عرب و قاريان مصر بودند « 2 » .
طبرى و بعضى از مورخان تعداد سپاه را چهل هزار نفر نوشتهاند « 3 » ولى از سخنانى كه بين امام و بعضى از ياران او بميان آمد چنين برمىآيد كه نفرات سپاهيان به يكصد هزار نفر مىرسيده است ، چنان كه سليمان بن صرد ضمن اعتراض به قبول صلح ، به امام چنين گفت : « براى ما شگفتىآور است كه چگونه معاويه بيعت ترا نپذيرفت در درحالىكه مىدانست صد هزار نفر از جنگندگان عراق با تو هستند « 4 » » و نيز چنين برمىآيد كه سپاهيان عراق نود هزار نفر
هامش
( 1 ) - صلح امام حسن « ع »
( 2 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد
( 3 ) - تاريخ طبرى
( 4 ) - الامامة و السياسة .