تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
خارج شد ( 1 ) و مغيرة بن نوفل بن حرث « 1 » را بجاى خود گذاشت و به او دستور داد كه مردم را براى جهاد برانگيزد و به نخيله بفرستد و خود با سپاه فراوان ولى سست‌نهاد خويش ( چنان كه وصفش بيايد ) بيابان را در نوشت تا به نخيله رسيد در آنجا اندكى بپائيد و به تجهيز و بسيج سپاه پرداخت و بعد از آنجا كوچ كرد و به پيش تاخت تا به دير عبد الرحمن وارد شد « 2 » و در آنجا سه روز بماند تا ديگر سپاهيانش از پشت سر به او برسند و تصميم گرفت كه مقدمه‌اى از سپاهيان را به پيش بفرستد تا از وضع دشمن آگهى يابند و او را در هركجا كه هستند متوقف سازند تا نتواند از اين بيشتر به پيش بيايد . امام ، براى اجراى اين مأموريت ، گروهى از ياران وفادار و شجاع و ماهر خود را انتخاب كرد كه تعدادشان به دوازده هزار نفر ميرسيد و فرماندهى آنها را به پسر عمويش عبيد الله بن عباس سپرد و قبل از حركت آنها ، سردارشان عبيد الله بن عباس را فرا خواند و او را با گفتارى ارزنده چنين سفارش فرمود :
هامش
( 1 ) - مغيرة بن نوفل بن حرث بن عبد المطلب هاشمى در زمان پيامبر در شهر مكه پيش از هجرت به دنيا آمد و گفته شده است كه فقط شش سال ، روزگار پيغمبر را درك كرد ، كنيه‌اش ابو يحيى بود و امامة دختر ابى العاص بن ربيع را به همسرى گرفت . امامه پيش از او ، همسر حضرت على « ع » بود و امام بهنگام مرگ وصيت كرد كه با مغيره ازدواج كند ، او در جنگ صفين همراه امام بود و در زمان خلافت عثمان قضاوت ميكرد ، مغيره از پيامبر فقط يك حديث روايت كرده كه رسول فرمود « هر كس عدالت را نستايد و ستم را زشت نشمارد بجنگ خدا برخاسته است » ( اسد الغابه 4 / 407 ) ( 2 ) - در كتاب الخرائج و الجرايح ص 228 آمده است ، گروهى كه ميخواستند با امام بجنگ رفتند و عدهء فراوانى از فرمان امام سر پيچيدند و بسخنان و وعده‌هاى خود وفا نكردند و امام را هم مانند پدرش على « ع » فريب دادند ، امام ده روز در نخيله ماند و فقط چهار هزار نفر به او پيوستند ، امام ناگزير به كوفه بازگشت و نسبت بمردم ابراز تنفر كرد و ضمن خطبه‌اى فرمود « شما من را هم مثل پدرم فريب داديد » .