تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
تجاوز نكنيد كه خداوند تجاوزكاران را دوست نمىدارد « 1 » ) . ( 1 ) 3 - سفارش مىكند كه فرمانده سپاس بايد در شئون فرماندهى با قيس بن سعد و سعيد بن قيس مشورت كند و فرماندهى سپاه را در صورت مرگ عبيد الله به آنها مىسپارد و بدين وسيله به افراد لشكر مىفهماند كه پيروى از عبيد الله مربوط به موافقت رأى اين دو نفر است و عبيد الله نميتواند با خود رأيى و خودكامگى فرمان دهد ، و با معتمد شمردن قيس و سعيد كه همانند آنها در ميان سپاه كسى نيست و به نيكوكارى و دوستى اهل بيت كسى به پايهء آنها نمىرسد مقام اين دو مشاور را بزرگ مىشمارد تا مسئوليت فرماندهى بين سه نفر پخش شود و اغراض فردى حاكم نگردد . در اينجا ناگزيريم برخى موارد مربوط به اين بحث را بيان كنيم : ( 2 )

1 - انتخاب عبيد اللّه :

عدهء زيادى مىپرسند علت انتخاب عبيد الله بن عباس بفرماندهى سپاه چيست و چرا امام چنين شخصى را به اين مقام پرمسئوليت برگزيد در صورتى كه در ميان سپاهيان افرادى وجود داشتند كه ايمانشان مستحكمتر و اخلاصشان زيادتر بود و عقيده‌اى نيرومندتر داشتند ، مثل قيس بن سعد و سعيد بن قيس و همانندان آنها از افراد مطمئن سپاه كه بهر جهت از عبيد الله براى رهبرى لشكريان سزاوارتر بودند ؟ در پاسخ اين پرسش بايد گفت اولا ، امام بدان جهت فرماندهى سپاه را به عبيد الله تفويض كرد تا او را بيش از پيش به جنگ تشويق كند و برانگيزد و بر ميزان وفاداريش بيفزايد ، دوم اينكه او مردى با كفايت و توانا بود و بدرستى مىانديشيد و شايستهء احراز چنين مقامى بود زيرا او در مكتب امير المؤمنين تربيت شده بود و به علت همين كفايت و قدرت بود كه على ( ع ) او را به حكومت يمن منصوب فرمود .
هامش
( 1 ) - سورهء بقره آيهء 189