هم بجانب ما آمده است . خدا شما را ببخشايد همگى بسوى نخيله « 1 » .
كه قرارگاه ارتش است حركت كنيد تا بنگريم و بنگريد و ببينيم و ببينيد كه چه مىشود « 2 » .
( 1 ) چون سخن امام پايان يافت ، مردم يكه خوردند و زبانشان لال شد و رنگشان چنان زرد شد كه گوئى بسوى مرگ كشانده مىشدند ، هيچكدام فرمان امام را نپذيرفتند زيرا از سپاه شام مىترسيدند و سلامت را دوست داشتند و طرفدار تنآسائى و سازش بودند و اين پستى و خوارى در نخستين دعوت بجهاد از آنها پديد آمد كه از آيندهاى خطرناك خبر ميداد و سرنوشتى شوم و نااميدى از پيروزى را به همراه داشت .
چون صحابى بزرگ و انديشمند و بيدار عدى بن حاتم « 3 » ، سكوت همگانى مردم و امتناع آنها را از پذيرفتن فرمان امام ديد ، به سختى خشمگين شد و چون شعلهء آتشى زبانه كشيد و خاموشى آنها را زشت شمرد و از آن خوارى رسواكننده بهيجان آمد و با گفتارى كه از آن حماسه و اراده مىباريد چنين گفت :
« من عدى پسر حاتم هستم ، سبحان الله ، چه موقعيت زشت و رسوائى داريد ، آيا فرمان امام و فرزند پيامبرتان را نمىپذيريد ، كجايند آن سخنوران توانائى كه زبانشان بهنگام سخن دلها را
هامش
( 1 ) - نخيله تصغير نخله است ( درخت كوچك خرما ) و ناحيهاى است در راه شام نزديك كوفه كه معاويه در آنجا با خوارج جنگيد و ابن الاصم در سوگوارى آنها گفت :من همان دينى دارم كه آزمندان داشتند * در روز جنگ نخيله در برابر كاخهاى ويران( معجم البلدان 8 / 276 )
( 2 ) - شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 4 / 13
( 3 ) - عدى بن حاتم طائى ، پدرش حاتم است كه در بخشندگى و دهش معروف است ، كنيهء عدى ابى ، طريف است ، او در سال نهم هجرى بحضور پيامبر آمد و از نصرانيت به اسلام گرائيد و داستان مسلمان شدن او شيرين و دراز است