تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حياة الإمام الحسن بن على ( ع ) ( زندگانى حسن بن على ع ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بديگر مسلمانان ، درود بر شما ، من خدائى را بر شما مىستايم كه خدائى جز او نيست ، اما بعد خداوندى را سپاس مىگويم كه دشمن شما و قاتلان خليفهء شما را از ميان برداشت ، خداوند بلطف خودش ، مردى از بندگانش را وادار كرد تا ناگهانى على بن أبي طالب را بكشد و پس از او يارانش همه پراكنده شدند و به اختلاف افتادند ، اكنون نامه‌هائى از بزرگان و اشراف آنها به من رسيده كه همگى براى خود و قبيله‌شان از من امان خواسته‌اند ، پس تا نامهء من بشما رسيد با تمام وسائل و افراد سپاه و آمادگى كامل بسوى من شتاب كنيد كه به حمد الله بخونخواهى و آرزوى خويش خواهيد رسيد و خداوند سركشان و دشمنان شما را نابود خواهد كرد و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته » . ( 1 ) كارگزاران و فرمانداران معاويه به محض وصول اين بخشنامه ، بتحريك مردم پرداختند و آنها را به قيام و آمادگى جنگ با ريحانهء رسول و فرزند گراميش واداشتند و در مدتى كوتاه ، نيروئى سهمگين و منظم به معاويه پيوست كه در تعداد و وسيله و اسلحه و آمادگى هيچ‌گونه نقصى نداشت . وقتى كه اين نيروى سهمگين از سپاهيان منظم فراهم آمد و طمعكاران بىآزرمى كه جز پول هيچ چيز ديگرى را تقديس نمىكردند با معاويه همراه شدند ، معاويه آنها را بسوى عراق بسيج داد و خود شخصا فرماندهى كل سپاه را به عهده گرفت و ضحاك بن قيس فهرى را بجاى خود در شام گذاشت ، تعداد سپاهيان معاويه به شصت هزار نفر رسيد و بعضى بيشتر از اين گفته‌اند علاوه بر اينكه ، سپاهيان شام گوش بفرمان معاويه بودند و همگى امرش را مىپذيرفتند و مجرى خواست او بودند و اقرار داشتند كه هرگز نبايد با او مخالفت كنند و فرمانش را نبرند . معاويه به همراهى سپاه انبوهش بيابانها را درنورديد تا به جسر