ادوات چوبى آنها را از قبيل پنجره و در كه براى نگاهدارى يا زينت بوده كنده سوزانيدهاند و در كار كندن و سوزانيدن چه ، بسيار بناهاى عاليه كه بجز پاره سنگ و خشت آنها اثرى برجاى نمانده .
چون هريك از آن بناها مبنى بر داستانى و افسانهايست ، گمان اهالى آنجا آن است كه خزينه و دفينه در آنجاست . از آن روى به اين طمع خام تمام را سرنگون و ويران ساخته ، چاهها در آنها كندهاند .
شايد گنجهاى آن بازجويند . گمان اهالى آن ولايت آن است كه پادشاهان پيشين براى نگاهدارى گنجهاى خود نقود بسيار بهدست دستوران و وزرا سپردندى ، آنها به اطراف ولايات برده ، پنهان نمودندى هريك از شاه و وزير را كتابى بودى كه جاى آن نهاده در آن درج بودى ، يكى را كتاب شاه و ديگرى را كتاب وزرا ناميدندى ، ولى كتاب وزرا اطمينان بيش از كتاب شاه بودى . اكنون اين كتابها ناياب و كس را از آنها آگاهى نه . اما بسا شده كه از كاوش و پژوهش نهادههاى « 23 » سنگين و گزاف بدست آوردهاند . گويند كسانى كه دفاين بازجويند ، بيشتر درويشان و قلندران كه بدستيارى ادعيه و عزايم هميشه بهانه زيارت بقاع و آستانهها شمعها روشن نمايند و كتابها دارند كه در زير شمعدان گذارند اگر شمعدان بجنبش درآيد احتمال بودن دفينه در آنجا هست و گرنه به جاى ديگر نقل نمايند .
و از اين كار هميشه باز ننشينند .
سياحانى كه سواحل جنوبى درياى خزر را گردش نمودهاند ، از روى قياس و تجربه گويند : كه هواى آنجا با هواى هند يكسان است . حاصلى كه از هند برمىخيزد ، ازينجا به عمل مىآيد ، چون پنبه و نىشكر و برنج و جانوران ، چون ببر و پلنگ و گوسفندان .
گويند در زمان پيشين فيل نيز در مازندران يافت مىشده ، بلكه مردان آنجا را چنانچه عادت هندوان است ، عادت آن بود كه پاره [ اى ] چيزها را به چوبها انداخته ازينسوى به آنسوى بردندى ،
هامش
( 23 ) - متن : نهادهاى مىباشد كه قياسى تصحيح شد .