تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه ايران و روسيه ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
بدين سبب است كه اهالى آنجا از خانه بيرون نيايند جز انكه تبرى با خود بردارند . به زعم پاره [ اى ] اهالى آنجا طبرستان و مازندران جائى را گويند كه بيشه‌زار و جنگلستان باشد و در آن ديوان و ددان باشند . و اين جايگاه نيز سخت چنين بوده ، پهلوانان و نامداران ايران پس از آن‌كه ديوان و غولان را از آنجا راندند ، زردشتيان آنجا ماوا ساختند . يونانيان نيز برآنند و از حالت طبرستان بىآگاهى نبوده‌اند . آنجا را براى آنكه جنگلزار بوده تا پوريه ناميدندى . از قرارى كه استوارت كه مردى دانشمند بوده گويد انجا طوايف مروى و پتورى جاى داشتند از آنروى به اين نام مشهور گرديد . ظهير الدين گويد تبر به زبان اهل طبرستان كوه را گويند . نخستين قلعه نيز كه در عالم بنا شد قلعه [ اى ] بود كه منوچهر ساخت . و تبرك ناميد . بدين نام تلى بسيار بلند نيز نزديك رى بوده ، گويد اين قلعه در نزديكى بيشه تميشه است . كجا كه منوچهر از پيش افراسياب باز پس نشست و بدانجا پناه برد . در باب نام مازندران گويند در حدود طبرستان ديوارى بود كه او را ماز ناميدندى و از آنجا تا كناره درياى خزر را اندرون ماز با ماز اندرون گفتندى ، كه هردو بيك معنى است . ظهير الدين گويد خود اين ديوار را مازيار آتش‌پرست ساخت و از سرحد گيلان تا جاجرم كشيده بود . و دروازه‌ها داشت كه بىدستورى كسى از آنها درون نيامدى . نيز گويند يكى از كوه‌هاى نزديكى آمل را كه و خوش نام است ، در نزديكى كوهى است نشل نام ، اهالى آنجا دامنه آن را ماز گويند . چه ماز انجيريرا گويند كه زنبور عسل در آن عسل نهد . و در آنجا بسيار است . ازين روى آن جايگاه به مازندران ناميده شد . در باب نام گيلان اليارى گويد گيلان حال همان گرگان قديم است و گفتار او مطابق است به گفتار كويت كورتسى مورخ يونانى و نام گرگان منسوب است به نام راهى كه در پيله رود است و در نزديكى انجا پلى است كه در زمان اسكندر رومى ، يونانيان خراب ساخته‌اند