فرياد كرد . گفتند : تباه كردى كار . باز خاموش كرد ، و به گفتن ايستاد كه : اى راحتا ! گفتند : اگر همچنين بگويى ، [ 1 ] تا اين همه موى تو كنده شود بهشت بيابى ! و موى بكندن گرفتند و سخت رنج رسيد بر وى . نيز صبر نداشت . خويشتن را از دست ايشان بستد ، و بجاى خويش و مذهب خويش بازشد ، گفتند : چرا چنين كردى ؟ گفت : ببايد گريخت از مذهبى كه ابتداء او دروغ باشد . [ 2 ] و كسانى باشند از ايشان كه خويشتن را به آتش بسوزند و آن چنان كنند كه چاهى كنند نزديك آب ، و آن چاه را پر آتش كنند . و اين كس بيايد و خويشتن را بخور كند ، و بر هر كس سجده كند ، و خويشتن را اندران چاه اندازد . و چون آتش اندر وى افتد بيرون آيد و اندر آب شود و غوطه خورد تا زمانى دير كه بخواهد مرد . پس باز اندر آتش شود ، و باز اندر آب شود ، همچنين كند تا بميرد . اگر اندر آب بميرد ، يا اندر آتش . ايشان گويند بهشتى بود . و اگر اندر دو ميان ميرد ، تافته شوند و گويند بهشت نيافت .
و بعضى سنگها بتابند و پس ستان [ 3 ] بازخسپند ، [ 4 ] و آن سنگريزهء تافته [ 5 ] [ 410 ] بر شكم او همى نهند تا شكم او سوراخ شود ، و رودگانش [ 6 ] بيرون آيد و بميرد .
و بعضى چهار آتش بيفروزند ، و ميان آتش بنشينند يك پاى را به يك دست كرده و ( بر )
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : بكوى .
[ ( 2 - ) ] يعنى گفتن اى راحتا ، با وجود احساس درد دروغ باشد .
[ ( 3 - ) ] هر دو : و بسستان باز جستند ؟ مينارسكى اين كلمات را غلط خوانده : بس تابان ؟ و مرادش آن باشد كه سنگها از بس گرمى تابان شوند ! ! ولى قرائت متن بحدس قوى است و ستان بر پشت خسپيدن است .
[ ( 4 - ) ] هر دو : باز جستند ؟ تصحيح متن حدسى است .
[ ( 5 - ) ] هر دو : يافته ؟ بقرينهء بتابند ( يعنى گرم سازند ) سر سطر ، تافته يعنى گرم شده درست است نه يافته .
[ ( 6 - ) ] رودگان جمع روده است ( برهان ) .