بپرستند و سجده كنند . و پس ناى [ 1 ] و دف زنند پيش او ، [ 2 ] و او را ضياع و غله فراوان باشد . و ايشان را اندرين بت سخنها بسيار است . بيماران بيايند و پيش او شبانروزى [ 3 ] روزه همى دارند ( كه ) ايشان لكهن [ 4 ] گويند . تا خواب بينند كه او را بگويند كه مراد تو بحاصل است ، آن وقت روزه بكشايند . و ازين دو بوده است ، و امير محمود رحمة اللّه او را بر كند . و ديگرى ( در ) هندوستانست .
و گروهىاند كه ايشان را مهابرفتان [ 5 ] گويند و رسم ايشان آنست كه مردى بگورستان شود ، و از آن استخوان سوختهء مرده بگيرد ، و پس اندر آبادانى آيد و بانگ همى كند ، و مردمان را توبيخها همى نمايد و همى گويد : يا عاصيان [ 6 ] گناهكاران كه اسير هوا شدهايد [ 7 ] و بندهء طبيعت گشتهايد [ 8 ] و اندر فتنهء هوا افتادهايد ! [ 9 ] تا كى از كشتن پدران و مجامعت كردن با مادران [ 408 ] يعنى مردان و زنان هرگز توبه نيابد ، تا همچون من
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : و پس پاى ؟ مينارسكى بجاى پاى ناى را صحيح ميداند .
[ ( 2 - ) ] هر دو : پيش او را در اضياع ؟ مروزى : و له ضياع و غلات .
[ ( 3 - ) ] ب : شبانهروزى .
[ ( 4 - ) ] ب : لهكن ؟ مينارسكى اصل اين كلمه را در سنسكريت لنمگنه نويسد ( ص 139 تعليقات بر مروزى ) در قاموس هندى يكى از معانى لنكهن روزه است .
[ ( 5 - ) ] كذا در هر دو نسخه ؟ در مروزى : اليها هر سه بدون نقاط است ، مينارسكى از قول دكتور بارنيت گويد كه بايد اصل اين كلمه مها + پراپتى باشد يعنى نصيب خوب بزرگ ؟ ( تعليقات مروزى 139 ) ولى مينارسكى در ترجمهء انگليسى همين فصل در حاشيه از قول سربرن براى اين كلمه مهابرهمان را هم با قيد شك پيشنهاد مىنمايد .
[ ( 6 - ) ] اصل : با عاصيان . ب : بعاصان ؟
[ ( 7 - ) ] هر دو : اند .
[ ( 8 - ) ] هر دو : اند .
[ ( 9 - ) ] هر دو : اند .