شوند و زمانى دير بباشند ، [ 1 ] پس بنشينند و بانگ كنند : « كه رفتن [ 2 ] فراموش كردم . » پس مردى بيايد و پاى او بگيرد و بهندو بار ديگر پاى او پيش نهد ، و همچنين چند گام او را به تكليف برواند ، گويد : [ 3 ] چنين رو ! [ 4 ] او برود و بر وى دعا كند .
و گروهى را كشتكرتيان [ 5 ] و سيدر [ 6 ] گويند ، و ايشان برهنهء باشند و جز عورت هيچ اندام نپوشند ، عصايى دارند بر گردن نهاده ، و كدويى كه اندر وى هر چيزى دارد ، و خريطه كه اندرو طعام دارد ، از آن عصا آويخته . و بدست ديگر مظله [ 7 ] از پر طاوس . و اين قوم اهل جدل باشند . و با هر مردى شاگردى همىآيد و كرسى دارند كه بر وى نشينند و همه روز هيچ كار نباشد جز [ 409 ] موى كندن از سر و مژه و ابرو و ريش . و هر موى كه باندام [ 8 ] باشد [ 8 ] همىكند ، بدان عذاب تن خواهد . و گويند ملكى بود ، بر آن مذهب رغبت كرد ، و او را برهنه كردند ، پس گفتند : اين همه موى تو ببايد كند ، و گفتند : چون موى تو همى كنند ، هيچ فرياد مكن ! الا همى گوى : اى راحتا ! [ 9 ] چون بسيار بكندند ، و دردمند شد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : نباشند .
[ ( 2 - ) ] هر دو : گرفتن ؟
[ ( 3 - ) ] ب : گويند ؟
[ ( 4 - ) ] هر دو : چنين روز او برود ؟
[ ( 5 - ) ] كذا در هر دو . مينارسكى در حاشيهء ترجمهء اين فصل مىنويسد كه دكتور بار نيت صحيح اين كلمه را كيشه + كرتى داند يعنى « موى بريده » يا كيشه + لونچى يعنى « موى كند » .
[ ( 6 - ) ] مينارسكى بقول دكتور بارنيت بجاى سيدر شكل بينذر ( - و يجنه دهر ( ) را صحيح داند كه معنى آن دارندهء پكه باشد .
[ ( 7 - ) ] مظله : بكسر ميم و فتح دوم سايهبان باشد كه و يجن هم در سنسكريت معنى پكه و بادبزن دارد . و چون از پر طاوس است از آن كارسايبان هم توان گرفت .
[ ( 8 - ) ] ب : كه اندام ؟
[ ( 9 - ) ] مينارسكى به !TROFMOCOترجمه كرده است .