تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
نيز حركت نكنند و بيفسرند . [ 1 ] و گروهىاند [ 411 ] ايشان را ترشوليان [ 2 ] گويند و رسم ايشان آنست كه درختى كه آن را با تو [ 3 ] گويند . و طبع اين درخت آنست ، كه از زمين برآيد و بالا كند و شاخ دراز از وى بيرون شود بر هر [ 4 ] جانبى ، و سوى زمين آيد بيخ [ 5 ] كند و بر آيد ، و همچنين همى شود . و اگر بگذارند ولايتى بگيرد . اما لختى از وى ببرند و بعضى بسوزند ، تا قوتى بيشتر گيرد . [ 6 ] و اهل اين ملت را جاييست كه آب گنگ آنجا جمع شود ، و آنجا درختى عظيم است و پهن باز شده ، و زير درخت چيزى نصب كرده كه آن را ترسول [ 7 ] گويند ، از آهن باشد چون عمودى اندر ميان فرود برده ، و از بر آب چند ده رش بالا مانده و سطبرى . و چون چوبى هر چه سطبرتر ، و سر او سه شاخ كرده ، و اين شاخها دراز و سطبر و تيز كرده و پاكيزه زدوده ، و چون آتش همى درفشد . [ 8 ] و مردى از گذارهء آب ، نزديك درخت نشسته و كتاب همى خواند و رود گنگ را همى گويد كه : « با بزرگ ! يا پركر [ 9 ] ! و يا راه بهشت ! تو آن جويى كه از ميان بهشت بيرون همى آيى ! و مردمان را به دو همى راه نمايى ؟ خنك آن را كه برين
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : بفشرند . قرائت متن از مينارسكى است . [ ( 2 - ) ] منسوبند به ترشول يا ترسول سنسكريت بمعنى ليزهء سه شاخه كه سلاح مهاديو است ( قاموس هندى ) . [ ( 3 - ) ] ب : ماتر ؟ در اصل روشن نيست . مينارسكى با تو خوانده كه در سنسكريت وثه - باتو درخت بزرگ انجير هنديست ( قاموس هندى ) . [ ( 4 - ) ] ب : شود هر جانبى . [ ( 5 - ) ] ب : يهچ هم توان خواند . [ ( 6 - ) ] هر دو : كردد ؟ اصلاح متن حدسى است . [ ( 7 - ) ] به عدد 7 همين حاشيه رجوع كنيد . [ ( 8 - ) ] درفشيدن : درخشيدن ( برهان ) . [ ( 9 - ) ] هر دو : يا بر كرد ؟ كه مينارسكى بر گرد ( يعنى بگرد ) خوانده ؟ ولى پركر به دو فتحه اول و سوم محل انتظار و اميد و خواهش باشد .