تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
درخت همى شود ، و خويشتن را بر تن عمود زند » . و كسان آنجا باشند ، و آن همى شنوند ، يكى بر آن درخت شود ، و خويشتن را بر آن زند ، و بر آن تيزى آن پاره پاره شود ، و اندران آب افتد . و كسانى كه آنجا باشند ، بر وى دعا همى كنند و گويند : « به بهشت رفت . » و گروهىاند . . . [ 1 ] و رسم ايشان آنست كه هر روز [ 412 ] مردان بيايند بجايى كه گنگ گرد شود با آب جون [ 2 ] و با هر يكى از ايشان سلاح [ 3 ] باشد تيز چون شمشير و خنجر و ديگر تيزيها . يكى از آن عابدان خواهد كه خويشتن را پاك كند و به ايزد تعالى تقرب كند ، پيش آن قوم آيد ، و ايشان هر چه دارند از لباس و پيرايه و طوقهاء زرين و دست بندها و آنچه بدان ماند ، بر وى افگنند ، [ 4 ] و پس آن تيزيها كه دارند بر وى به كار برند و او را بكشند و به دو پاره كنند . يك پاره اندر جوى گنگ افگنند و يك نيمه اندر جون . و گويند اين دو جوى او را به بهشت برند . و از ايشان قومى باشد كه عابدى از ميان ايشان بيرون آيد بصحرا و قومى انبوه با وى بروند و دعا همىكنند و ترغيب همى نمايند . پس از ايشان تنها شود ، و جايى اندر تنها بنشيند ، و همه طيور شكره [ 5 ] چون عقاب و كركس و باز و شاهين [ 6 ] و غليواز و هماى و آنچه بدين ماند ، بر وى گرد آيند و او ساكن بنشيند . پس اين مرغان فراز او آيند و گستاخ همى شوند ، تا بمنقار بزنند او را ، پس عمامهء او بدرند . پس گوشتش بكنند ، و او خاموش همى باشد و مرآه نميكند ، تا همه گوشت او ببرند و بخورند ، و او اندران جان
هامش
[ ( 1 - ) ] در هر دو نسخه در اين جا كلمه‌يى مانده و جاى آن خالى است ، مينارسكى در ترجمه انگليسى اين خاليگاه را به كلمهANUCALپر كرده است . ولى نگفته كه اين كلمه را از كجا آورده و معنى آن چيست ؟ [ ( 2 - ) ] ب : چون ؟ ولى جون درياى معروف هند است . [ ( 3 - ) ] هر دو : صلاح ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : افكند ؟ [ ( 5 - ) ] شكره : بكسرهء اول و فتحهء دوم مرغ شكارى ( غياث ) . [ ( 6 - ) ] ب : شاهى .
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 642 | عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى ) / عبدالحى حبيبى