نشوند و به راه من نيايند . [ 1 ] خويشتن را اندر يابند و ذليل [ 2 ] گردانند ، تا عزيز گردند .
و گروهىاند كه ايشان را امر كجريان [ 3 ] گويند ، كه به وحوش [ 4 ] مانند و ايشان ( بر ) چهار پاى روند و گيا خورند بدهن ، و هرگز موى [ 5 ] بر ندارند . و ايشان به هيچ چيز به كار [ 6 ] نيايند .
و گروهىاند كه ايشان را وبريان [ 7 ] ( ؟ ) گويند يعنى خاموشان . هيچكس را نيازارند و رنج ننمايند و با هر كس سخن نگويند ، و هر چه يا بند از طعام ، آن خورند و گوشت نخورند وزن نكنند .
و گروهىاند ايشان را نيكسيان [ 8 ] گويند يعنى راه بهشتجويان . اندر آبادانيها آيند ، و زنان و قوم با ايشان همىآيند ، و اندر بازار همى گردند . و پس بانديشه فرو
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : بى نقطه . ب : بيايند .
[ ( 2 - ) ] ب : دليل .
[ ( 3 - ) ] كذا در هر دو . مروزى الامر كحريه ؟ مينارسكى از قول بيلى براى اين كلمه در سنسكريت مرگه + چره را پيش نهاد مىكند ، كه مرگه جانور وحشى + چره بمعنى ولگرد باشد . سليمان تاجر هم در طبقات مردم هند كسانى را ذكر مىكند كه مانند حيوانات در جنگل و كوه گردند ( تعليقات بر مروزى 140 ) .
[ ( 4 - ) ] هر دو : نحوش ؟ مروزى : المشبهون بالوحش .
[ ( 5 - ) ] هر دو : بوى ؟ به سند لا يحلقون رؤسهم كه مروزى آورده تصحيح شد .
[ ( 6 - ) ] ب : چيز كار ؟ اين مطلب در مروزى چنين است : و لا يستعملون حيلة فى دفع ضر ( ص 33 ) .
[ ( 7 - ) ] مينارسكى برنيان خوانده و گويد كه صحيح آن مونيان و معنى آن خاموش است ( تعليقات بر مروزى 140 ) مونى در سنسكريت نام طبقهء درويشانست كه خاموشى كامل را بر خود اختيار كردهاند ( قاموس هندى ) .
[ ( 8 - ) ] ب : حرف دوم : نقطه ندارد . مينارسكى بقول دكتور بار نيت اصل اين كلمه را موموكشى داند يعنى جويندهء موكشه ( راه نجات ) .