تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
و گروهى را جلبهگتيان [ 1 ] گويند يعنى آب‌پرستان . و چنين گويند كه بر آب فرشته‌ايست و آب اصل همه نبات و جانور است ، و اصل زندگانى اوست . و هر جاى كه ازو زيادت باشد ، آنجا نبات و تولد جانور و عمارت جهان بيش باشد . مرد بيايد و اندر آب شود تا ميان ، [ 2 ] و از دو ساعت زيادت اندرو باشد و سپرغمها [ 3 ] اندر دست گيرد ، پس آن را پاره همى كند خورد خورد ، پس اندر آب افگند و خود آشنا [ 4 ] همى كند و چيزى همى خواند . و چون باز خواهد گشت ، آب را بدست بجنباند و مقدارى ازو بگيرد و بر سر افگند ، و بر جايى كه از آب بيرون باشد ، پس باز گردد ، [ 5 ] و آب را سجده كنند . و گروهى را اگنى هو تريان [ 6 ] گويند يعنى آتش‌پرستان . و ايشان چنين گويند : كه آتش بزرگترين عنصرهاست و مهمترين گوهرهاست ، و هر كه خويشتن را به دو بسوزد ، از همه پليديها پاك شود ، و آن آتش بلند گردد . و ايشان چاهى بكنند چهار سو [ 7 ] ، و آتش
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : حكهكهان ؟ مروزى : جلبهكتيه يعنى عباد الماء . ادريسى : جلهكتيه ؟ شهرستانى جلهكيه ؟ كه صحيح آن در سنسكريت جله + بهكتيه باشد يعنى آب‌پرستان ( تعليقات مينارسكى بر مروزى 138 ) . [ ( 2 - ) ] اصل : تا ميان او از دو ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : سرغمها ؟ مروزى : و بيده انواع الرياحين . شهرستانى : رياحين با خود ببرد . باستناد اين عبارات سپرغم نوشته شد كه رياحين عربى باشد . [ ( 4 - ) ] آشنا شكلى قديم از شناست يعنى آب بازى . [ ( 5 - ) ] ب : و بس بار كردد . [ ( 6 - ) ] هر دو : كهبر تريان ؟ مروزى : اكهنوطريه و هم عبدة النيران . شهرستانى اكنواطريه ؟ كه اصل اين كلمه بقول مينارسكى 138 : اگنى هوترا باشد . و اگنى يعنى آتش يكى از ايزدان مهم دورهء ويدا بود . و هوترا معنى قربانى و نذر و نياز دارد . [ ( 7 - ) ] در اصل اين جمله سه بار مكرر نوشته شده ب : و ايشان چاهى بكنند چهار سو و آن آتش بلند گردد و پس بيارند . مروزى : و هم عبدة النيران و يحفرون لها اخدودا مربعا و يجتمعون عليها و يطوفون حولها و يطرحون فيها من الاطعمة . . . اصلاح متن بر اساس تعبير مروزى است .
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 634 | عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى ) / عبدالحى حبيبى