شمشير كشيده ، و سيوم بجر ، [ 1 ] و بچهارم چكر ، [ 2 ] و اين هر دو سلاح هندوان باشد . و چون آفتاب بر سر ميزان آيد ، اين بت [ 3 ] را بيارايند ، و تختى بزرگ بسازند پيش اين بت . و هر چه نبات يابند و شاخ درختان ، همى بيارند و بر آن تخت نهند ، و بويهاى خوش آنجا گرد كنند ، و پس قربانيها كنند . و آنچنان كنند كه بيارند گاوميش و گوسفند از نوعى ، و علف پيش ايشان كنند تا همى خورند . جون سر بر آرند ، گردن آن جانور بزنند كه سر بر آرد به شمشير ، پيش آن بت . و اين قربان ايشان باشد [ 406 ] و همچنين همى كنند تا عيد بگذرد ، و اين عامهء ايشان كنند .
اما ملوك ايشان بيارند مردى سرخ موى و سبز چشم ، پيش آن بت كتارهء [ 4 ] تيز زده باشد و تيزى از بالا كرده ، [ 5 ] و بفرمايند آن مرد را ، تا بر آن كتاره ( سر ) بنهد ، مردى بر سر او بزند ، [ 6 ] چنانچه آن كتاره تا دسته [ 7 ] اندر پيشانى او شود ، و در ساعت بميرد . و چنين گويند ايشان كه بدان مزدى [ 8 ] بزرگ يابند . و اندرين وقت شاديها بسيار كنند ، و مهمانيها سازند و شراب خورند .
هامش
[ ( 1 - 2 - ) ] در حاشيهء اصل نوشتهاند كه بجر و چكر ( به تشديد جيم و كاف ) هر دو از قسم سلاح هند است . مينارسكى معنى كلمهء اول را چماق و گرز و دومين راKSID( قرص ) نوشته است .
[ ( 3 - ) ] ب : آن .
[ ( 4 - ) ] كتاره يا قداره بمعنى حربه و كارد بزرگست ، كه در پستو هم معنى برنده را دارد . مروزى بجاى كتاره خنجر آورده است .
[ ( 5 - ) ] هر دو : كرد ؟
[ ( 6 - ) ] هر دو : برند ؟ مروزى : ضربوا على را سه ضربة .
[ ( 7 - ) ] هر دو : با دشنه ؟ تصحيح متن حدسى است .
[ ( 8 - ) ] هر دو : مردى ؟ مروزى : ينالون به ثواب الدنيا و الاخرة . تصحيح متن بسند اين عبارت مروزيست .