باشد او را ، و اشكهاى [ 1 ] او بيرون خزيده [ 2 ] باشد و شكم او بر آمده باشد و پوست فيل بر پشت افگنده دارد كه از آنجا خون [ 3 ] هميرود . و اندر هر دو گوش [ 4 ] او دو ثعبان باشد ، و اندر چهار [ 5 ] دست او ثعبان بود و سر مردم و عصا ، و يك دست ديگر سوى سر بر آورده باشد و تاجى بر سر نهاده دارد از استخوان كاسهء سر مردم . و چنين گويند كه اين ديوى بوده است كه او را بپرستند از بزرگى قدر او ، كه بسيار خصلتهاى نيكو بود اندر وى . و بسيار خصلتها [ 6 ] بد بود . و از بهر او را اندر هندوستان بسيار بتكدهها ساختهاند . و هر روز سه بار اهل اين مذهب بدين بتخانه شوند ، و او را سجده كنند ، و گرد گردوى طواف كنند . و ايشان را جايى است كه آن را آجر [ 7 ] خوانند و بتى بزرگست بر صورت او ، حاجتهاء دنيا و آخرت به دو بردارند و علم عزايم [ 8 ] از وى آموزند ، و كارهاى عجايب كنند . و چنين گويند كه اين همه از تعليم اوست . و مرد پيش او آيد و گويد : فلان زن مراده ، و يا فلان چيز بده مرا ، و باز بعضى پيش او آيند ، و او را پرستش كنند . و چند روز هيچ چيز نخورند و پيش او تضرع همى كنند و حاجت همى خواهند .
و بعضى چراغدان آهنى بگيرند . و بن او نيزه كرده و آن را بر كف دست خويش نهند و بفشارند تا از كف او باز رود ، و سوراخ شود ، و پس چراغ اندرو بيفروزند و به دو
هامش
[ ( 1 - ) ] مروزى : كاشر الناب كه دندانش نمايان باشد . و اشك دندان فيلست .
[ ( 2 - ) ] هر دو : خريده ؟
[ ( 3 - ) ] هر دو : چون ؟
[ ( 4 - ) ] مينارسكى اين كلمات را سرو دوش خوانده و ترجمه كرده است ؟ باستناد عبارات مروزى :
و فى اذنيه ثعبانان صورت متن اصحست .
[ ( 5 - ) ] مينارسكى : سه دست ؟
[ ( 6 - ) ] ب : خصلتهاى بد .
[ ( 7 - ) ] مينارسكى صحيح آن را اجين نويسد . شهرستانى : اختر ؟
[ ( 8 - ) ] اصل : غراهم ؟ اما عزايم افسونها و ادعيه براى احضار جن است ( غياث ) .