تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 632

مساهمون:

ص٦٣٢
زانو پيش آن بت بنشينند و زارى همى كنند ، كه اين [ 405 ] آمدن ، بدين خانه از ما بپذيرد . و گروهىاند كه ايشان را ديواترى [ 1 ] گويند و رسم ايشان آنست كه بتى كنند ، او را بر گوساله نشانده و از بر او قبهء [ 2 ] بلند زده ، پس آن گوساله را بكشند ، و مردمان گرد او طواف همى كنند و دف و رودها همى زنند ، و اندران روز هر چه در ولايت قحبه باشد ، همه آنجا گرد آيند و آن قحبگان بر اسبان و فيلان نشسته باشند و پيرايهاى بسيار بسته ، و مردمان پيش ايشان هميروند و همچنين آن بت را طواف همى كنند . و اين اندر فصل بهار باشد . و چون اين روز بگذرد ، آن بت را بجاى خويش باز برند . و مر اين بت را خزينه‌ايست ، اندران خزينه بتان باشند بر مثال ملوك گذشته و پيشروان [ 3 ] ولايتها و امامان ملتها . و ايشان را بتانى [ 4 ] باشند بر مثال ستوران و مرغان و ددان . اين همه را اندران روز بيارايند ، و همه مردان گرداگرد او بازى همى كنند . و چون آن عيد بگذرد آن همه را بخزينه باز برند . [ 5 ] و گروهى باشند ( كه ) ايشان را بگتى [ 6 ] گويند . و رسم ايشان باشد كه بتى سازند بر صورت زنى و تاجى بر سر نهاده . و او را چهار دست ، يكى اندر ميخى زده . و به ديگرى
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل اين صفحه آسيب ديده و اين كلمه روشن نيست . ب : ديواترى . مروزى : ديوياتريه . اصل اين كلمه را ديوه ياترايا - يا - ديوى ياترا دانسته‌اند كه معنى اولين زيارت يا طواف خدا باشد . و در كلمهء دوم ديوى زن شيو است ( تعليقات مينارسكى بر مروزى 137 ) . [ ( 2 - ) ] يعنى بر بالاى او . مروزى : قد ضرب فوقه قبة رفيعه . [ ( 3 - ) ] اصل : پيش رو آن ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : و ايشان دنباتى باشند ؟ مروزى : و فيها صور الدواب و الطير و السباع . تصحيح متن باستناد عبارت مروزيست . [ ( 5 - ) ] ب : باربرند . [ ( 6 - ) ] ب : بمكتى ؟ مروزى : بهكتيه . شهرستانى : دهكينيه ؟ در سنسكريت بهگت به معنى درويش روحانى است و بهگتاى هم زاهد و عابد باشد ( قاموس هندى ) .