باشد و دل ايشان زوديابتر . [ 1 ] و ايشان به همه چيزها كه آرزو كنند برسند از باران و باد و ژاله و فرود آورد مرغ و گرفتن و حوش و اندر هوا شدن چو مرغ . و افسون اين كسان نهادهاند . و عجايبهاى بسيار نهادهاند از بهر درست كردن مذهب خويش .
چنين گويند : كه يكى از ايشان جايى نشسته بود ، و مرغان گرد او بانگ بسيار همى كردند ، و او دعا كرد ، آن همه مرغان را پرها فرو ريخت و بيفتاد . و چون اين خبر بملك آن زمانه رسيد فرمود : كه او را از ولايت من بيرون كنيد ، تا به چيزى [ 2 ] دعا نكند ، كه ولايت من ويران شود .
و گروهىاند كه ايشان را نكربيتيان [ 3 ] گويند يعنى به آهن بستگان . ايشان پيوسته سروريش خويش سترده دارند ، و جز عورت را هيچ اندام نپوشند ( 402 ) و از ميانه تا سينه اندر آهن گرفته دارند و گويند تا شكم باز نشود از بسيارى علم كه اندروست .
و هميشه كوزه با خويشتن دارند و هيچكس را علم خويش نياموزند و با هيچكس سخن نگويند تا از دين ايشان نشود .
و گروهىاند كه ايشان را گنگاياترى [ 4 ] گويند . و ازين گروه اندر هندوستان بهر جاى باشند و سنت ايشان آنست : كه هر كس كه گناهى كند كه مادر و پدر را بيازارد ، و يا سيئه [ 5 ] بر دست او برود ، جاهايى كه [ 6 ] باشد از دور و نزديك هندوستان ، از آنجا به گنگ شود و بدان آب خويشتن را بشويد . آن كفارهء [ 7 ] گناه او باشد . اگر اندران سفر بميرد ، آن از وى قبول باشد .
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : رودمات ؟ در طبايع الحيوان بجاى اين كلمهء شيرين درى سريع الادراك استعمال شده .
[ ( 2 - ) ] در هر دو نقاط ندارد .
[ ( 3 - ) ] كذا در هر دو . مروزى : نكربنتيه يعنى المصفدون بالحديد . مينارسكى پقول بيلى احتمال ميدهد كه اين كلمه در سنسكريت نيگه ده بندهه باشد يعنى بسته بزنجير آهنين ( تعليقات طبايع 134 ) .
[ ( 4 - ) ] كذا در هر دو . مروزى : الكنكاياتريه . و ظاهر است كه اصل كلمه گنگا + ياتريه است ، بمعنى زائرين گنگا ( تعليقات مينارسكى بر مروزى 134 ) .
[ ( 5 - ) ] هر دو : تا سينه بر ؟ تصحيح متن از مينارسكى است .
[ ( 6 - ) ] هر دو جاهاى كه باشد .
[ ( 7 - ) ] كفاره : بفتح و تشديد فا پوشندهء گناهان و بدل جنايت ( غياث ) .