بهشت اوست . پس اهل مملكت آن مذهب از وى بپذيرفتند [ 1 ] .
پس ايشان را بپرستش خويش خواند و گفت : اگر خشنودى خداى خواهيد ، مرا بپرستيد ، و نزديكان او و اهل [ 2 ] او چنين گفتند : كه ميان او و ميان راوان [ 3 ] عفريت سخن رفت و عفريت دين او نپذيرفت ، و اين عفريت اندر جزيرهيى بوده است ، كه آن را ربوهء زمين [ 4 ] گفتندى ، ديوار اهل آن جزيره از جواهر بود ، و مرواريد بافته بياقوت و زمرد ، و ديگر گوهرهاى بيش بها . [ 5 ] و اندرين جزيره [ 400 ] از همه سبزها و عطرها موجود بود . اندرين باره سخنهاى عجايب گويند ، چنان كه شرح آن دراز است ، كه بر دريا پل نهاده و به آنچه بدين ماند .
و راوان [ 6 ] بيامد و زن رامان [ 7 ] بگرفت و بدين جزيره آورد ، و ميان ايشان حرب افتاد ، و پيوسته حرب همى كردند تا عفريت را بكشت و زن خويش باز برد .
اما كسانى كه خالق را جل جلاله اثبات كنند و به ثواب . اما پيغمبران را منكراند ، چنين گويند : كه خداى عز و جل ، خلق را بخواند ، تا از ايشان خواند ، [ 8 ] كه بديگر كس او را حاجت نبود ، زيرا كه اندر عقل ايشان دوستى خير نهاد و دشمنى شر ، و همداستان نبودن [ 9 ] از ديگر كس به چيزى كه عقل احتمال نكند و مر طبع تن خويش را مخالف بودن .
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : بپذيرفتند ؟
[ ( 2 - ) ] ب : اهل چنين .
[ ( 3 - ) ] كذا در هر دو : مگر راون پسر ويشروا پادشاه جزيرهء لنكا بود ، كه سيتا را در ربود ، ولى شوهرش رامه چهندره شاهى راون را بگرفت ( قاموس هندى 425 )
[ ( 4 - ) ] اصل : دبوه زمين ؟ ب : دجوه شيمن ؟ ولى ربوه به معنى زمين بلند است . مينارسكى نميدانم بكدام سند اين كلمات را و دواموخه نوشته است ؟
[ ( 5 - ) ] هر دو : بيش نهاد ؟
[ ( 6 - ) ] هر دو : روان ؟
[ ( 7 - ) ] هر دو : زايان ؟
[ ( 8 - ) ] كذا در هر دو . مينارسكى : خواهد .
[ ( 9 - ) ] هر دو : نبودند . مينارسكى هم مانند متن خوانده است .