و خداى را عز و جل به بندگان خويش حاجت نبود ، و نه عبادت بندگان خويش .
و چنين گويند : كه به بهشت رسيدن از كردار عقل باشد و مخالف طبيعت تن ، زيرا كه آن چيزيست كه جستن آن بس دشوار است ، و بخاصه بر آن ثبات [ 1 ] كردن ، تا بدان مقصد رسند . و باز بعضى از ايشان گويند : كه رسيدن به حق بر حقيقت ناچيز گشتن تن باشد ، و رستن از نفس كثيف ، [ 2 ] كه تن بر گناه حمل كند و آن را به چشم نيكو نمايد . و بعضى عالم را بفلك و طب و ديگر علمها و ادبها باز بندند . و ايشان همه خداوندان انديشهيى باشند كه هميشه خود را بر آن تدبير گماشته باشند . [ 3 ] و چنين گويند : كه به سختى و رنج بسيار بدان جاى توان رسيد كه فرشته را بينى ( 401 ) و بر تو سخن گويد و از ايشان فوايد گيرى . و ايشان كتابهاى علوم و آداب نهادهاند . و چنين گويند كه به محسوسات آنجا برسند كه معقولات را اندر يابند . قسمت اول استعمال خواسته [ 4 ] است بدانچه خواهند . پس انديشه است اندر حيلهء بيرون شدن بدعوىهاى ايشان و قمع كردن چيزها را كه ايشان كسب كنند و جدا شدن تهمت از هر چيزى كه آن را نيكو نمايند و جاى اين همه ريشيان [ 5 ] كوهست كه از بهر تن [ 6 ] خويش را سراهاى [ 7 ] كوه ساختهاند و طعام خويش از آن خرما و نبات و گياه همى سازند ، تا حواس ايشان را آسانتر بود ، كه از آن نبات خورند به همه روزگار [ 8 ] خويش ، چشم ايشان تيزبينتر
هامش
[ ( 1 - ) ] ب : اثبات ؟
[ ( 2 - ) ] هر دو : كسيف ؟
[ ( 3 - ) ] اصل : باشد . ب : باشند .
[ ( 4 - ) ] مينارسكى در اين جا خواسته را به معنى خواهشLLIWترجمه كرده ، در حالى كه معنى ديگر آن متاع و مال هم است .
[ ( 5 - ) ] هر دو : رئيسان ؟ و صحيح آن ريشى است كه در زبان و يدى و سنسكريت دانشمند و دانا باشد . اين تصحيح را مينارسكى هم اشاره كرده است .
[ ( 6 - ) ] هر دو : از بهترين ؟ تصحيح متن به اشارهء مينارسكى است .
[ ( 7 - ) ] هر دو : سرهاى .
[ ( 8 - ) ] هر دو : روز دار خويش ؟ تصحيح متن حدسى است .