تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 624

مساهمون:

ص٦٢٤
و هم بر مثال شب [ 1 ] ( 399 ) هميروند ، و در ذكر خويش جرسى [ 2 ] بزرگ آويخته باشند ، تا به هيچ گونه با زنان نزديكى نتوانند كرد ، و هر كس كه بنزديك ايشان آيد از زنان و مردان ، او را سجده كنند ، و آن را بزرگ دارند و بدان با يزد تعالى تقرب كنند ، و ايشان را مهمان دارند و بر كرسى بنشانند از گرانى آن جرس كه بود . پس آن ذكر او را بخور [ 3 ] كنند و بر ايشان دعا كند به نيكى . و گويند : خداى عز و جل ما را از مزد شما نصيب دهاد ! و معاش ايشان از صدقه باشد ، و همه برهنه باشند ، و بعضى باشند كه تن خويش را سوراخ كنند و حلقه از مس يا ارزير [ 4 ] و يا آهن به اندران سوراخ افگنند ، تا چندى كه [ 5 ] روشن شود . و رامانيان [ 6 ] باشند اندر ولايت دكشايت [ 7 ] يعنى شمال [ 8 ] ( ؟ ) شهر بازناين . [ 9 ] و اين رامان [ 10 ] ملكى بوده است بزرگ و داناترين روزگار خويش . پس همت او بدان جاى افتاد كه پيغمبرى دعوى كرد و چنين گفت مردمان را : كه راه بهشت مذهب اوست ، و دليل
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در هر دو . و مراد از شب شيو است . [ ( 2 - ) ] ب : حرسنى ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : بحور ؟ ولى بخور سوختاندن و دود كردن مواد خوشبوست . مينارسكى هم بخور خوانده است . [ ( 4 - ) ] ارزير : رصاص . مينارسكى بهNITترجمه كرده است . [ ( 5 - ) ] هر دو : با چند يك ؟ [ ( 6 - ) ] مروزى : الرامانيه . [ ( 7 - ) ] مينارسكى در تعليقات طبايع الحيوان 133 - اين كلمه را دكشاپت ( دكشيناپتهه ) ميخواند كه معنى آن ناحيت جنوبى باشد . [ ( 8 - ) ] كذا در هر دو - ولى بايد جنوب باشد . [ ( 9 - ) ] كذا در هر دو . اين نام را ناراين اين خوانده‌اند ، كه بقول البيرونى در كتاب الهند 88 فرسخ بشمال غربى قنوج واقع بود . [ ( 10 - ) ] هر دو : زامان ؟ مروزى : رامان .