تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
و چون كسى او را صدقه دهد از آن خاكستر بر پيشانى او بكشد ، و اندران ديگر طعام دارد ، و حرام باشد برين كس جانور كشتن و گوشت خوردن و مجامعت كردن و مال گرد كردن . و معاش او از صدقه باشد . و اين طبقه را بهراره [ 1 ] نيز خوانند . [ 2 ] و ايشان اندر حديث افسون سخت ماهرانند . [ 3 ] و اندر دست ديگر اين مرد طبلى باشد برود و گوسرى [ 4 ] آويخته ، كه آن طبل را بزنند . و چون آن را بجنبانند آوازى از وى بيايد ، ايشان آن را بجاى عبادت دانند . و بيشتر اندر دشت و ويرانى گردند ، [ 5 ] و چون [ 6 ] به آبادانى آيند بانگ خداى عز و جل را ستايند ، كه آفريدگار مهاديو است ( 398 ) و مهاديو را نيز ياد كنند ، و آن طبل را بدست بجنبانند ، و پس مهاديو را بستايند بشعر و لحنهايى ، و رغبت نا كردن به دنيا ، تا مردمان بر وى گرد آيند از آواز آن جرسها كه بر پاى دارد و سگان [ 7 ] ببانگ آيند . و كاباليان [ 8 ] قومى باشند و ايشان چنين گويند : كه پيغمبر ايشان فرشته بود نام او « شب » [ 9 ] و بنزديك ايشان آمد بر صورت مردم و مسح كردى بخاكستر و كلاهى بر سر از
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در هر دو نسخه . اين نام در طبايع الحيوان نيست و مروزى كويد : و معاشهم من الصدقة و هم مهرة بعجيب الرقى . مينارسكى گويد : بهره تكه پرستندهء شيوا باشد . و مسلمين حروف د - ت را به ( د ) تبديل ميكردند . [ ( 2 - ) ] ب : خوانندش . [ ( 3 - ) ] هر دو : يا هر بانند ؟ تصحيح متن بقرينهء كلمهء مهرهء مروزيست . [ ( 4 - ) ] اصل : بر دو دو كوسرى ؟ ب : پردو دوكوسرى ؟ مراد چوبى است كه سرى مانند سر گاو دارد و بدان دهل زنند ، در شاهنامه هم گاو سار صفت گرز است ، تصحيح متن حدسى است . [ ( 5 - ) ] هر دو : كردند ؟ [ ( 6 - ) ] ب : و حوبا بادانى ؟ [ ( 7 - ) ] در هر دوسكان است ، و مينارسكى در پاورقى آن را جمع ساكن هم خوانده . [ ( 8 - ) ] ب : و كاليان ؟ مروزى : الكاباليه . [ ( 9 - ) ] هر دو : ست ؟ مروزى : شب . كه مينارسكى هم شب را مرادف شيوا ميداند .
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 622 | عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى ) / عبدالحى حبيبى