( و گروه دوم ) مهوديان [ 1 ] باشد و ايشان چنين گويند كه پيغمبر ايشان فرشته بود از فرشتگان ، و او را مهاديو نام بود ، و او بنزديك ايشان آمد و بر صورت مردم بر گاوى ، و تاجى بر سر نهاده ، و آن تاج بياراسته به استخوان مردگان . و هم از آن استخوان قليده [ 2 ] اندر گردن افگنده ، و به يك دست كاسهء سر مردم گرفته . و بديگر دست حربه [ 3 ] كه سر او سه شاخ بود ، و بر وى پر طاوس بسته . و او بيامد و مر ايشان را پرستيدن آفريدگار فرمود . و مهاديو را هم پرستش كنند به ايزد سبحانه و تعالى ، [ 4 ] كه همه چيز كه ايشان را باشد ( 397 ) بر دست او باشد .
و همچون او بتى سازند و رسم ايشان چنان است ، كه از همه چيزها كه بدست توانند آورد بگيرند و از آن قليده سازند و اندر گردن يكى [ 5 ] افگنند و آن كس را بزرگ دارند ، و هم از آن چيزها تاج كنند و بر سر آن نهند ، و پس روى و تن او را بخاكستر بيالايند ، و پس از ميان او تا پاى او بخرقه كه پهناء او دو انگشت بود و درازى او چندان كه از ميان تا پاى پيچيده شود بپيچد و اين خرقه رنگ كرده باشد بهر رنگى كه مركب بود ، [ 6 ] بهم آميخته نباشد . و پس جرس [ 7 ] اندر پاى افگنند و عصايى اندر دست گيرد ، و اين عصا بر گردن نهد ، و ازين عصا آويخته باشد سوى پشت كدوى تهى و سفالين ، اندر يكى خاكستر باشد . و هر روزى بدان مسخ [ 8 ] كند .
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در هر دو نسخه . مروزى : مهاديويه ، كه مينارسكى هم مهاديوى نوشته است .
[ ( 2 - ) ] قليده : قلاده و گردنبند .
[ ( 3 - ) ] اصل : حزبى ؟ ب : حربه . در طبايع الحيوان مزادق دو ثلث شعب است كه نيزهء سهپره باشد .
[ ( 4 - ) ] مينارسكى : يعنى مانند ايزد تعالى .
[ ( 5 - ) ] اصل : كرد يكى ؟ ب : مانند متن .
[ ( 6 - ) ] ب : باشد .
[ ( 7 - ) ] هر دو : حرس ؟
[ ( 8 - ) ] اصل : بدن ؟ ب : بدان .