تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
آنجا بيرون آيند . و اين قول شمنيانست كه بدى گويند ايشان را . اما هر كه خالق را جل جلاله اثبات كند از برهمنان گويند : كه رسول خدا سوى خلق او فرشته بود ، كه او را « باسديو » نام بود ، و بنزديك ايشان آمد بر صورت مردم برسالت . و با وى كتاب نبود ، و او را چهار دست بود اندر يك دست شمشير داشت كشيده . و اندر دست ديگر كمر شمشير ، و اندر سه ديگر ( چكر ) [ 1 ] و اين سلاح هندوان باشد [ 395 ] كه آن پشت فيل اندازند بر مثال حلقه باشد و كناره‌هاى او تيز كرده . و اندر دست چهارم كمند داشت و بر سيمرغ نشسته بود ، و مر او را دوازده سر بود : يكى چون سر مردم . دو ديگر چون سر شير ، و سيوم چون سر اسب ، و چهارم چون سر فيل ، و پنجم چون سر خوك ، و ششم چون سر گوسفند ، و هفتم چون سر گاو ، و هشتم چون گرگ ، و نهم چون سر خروس ، و دهم چون سر سگ ، و يازدهم چون سر بز ، و دوازدهم چون سرباز . و ايشان را اندرين سرها تأويلها بسيار است . و چنين گويند كه اين باسديو پيغام آورد كه خداى عز و جل گويد : « مرا پرستيد و بزرگ داريد آتش [ 2 ] را كه مر او را بزرگ كرده‌ام ، و بلندترين جايها او را دادم و ضيا اندرو [ 3 ] پوشيده‌ام ، و او را منفعت اهل دنيا كرده‌ام بهر چيزى ، چه از بهر قربان را ، و از بهر عطرها را ، و روغنها را ، و چه از بهر خورش دانگوها را ، [ 4 ] و نهى كردم مر ايشان را از گلو بريدن جانور و كشتن آن ، مگر آنچه از جهت قربان باشد . » و بفرمود ايشان را تا ريسمانى از كتف راست ، سوى زير بغل چپ بيارند و
هامش
[ ( 1 - ) ] اين نام در يكى از نسخ نيست . مينارسكى براى تكميل مطلب آن را در اين جا نهاده . در طبايع الحيوان هم شكر است . كه بقول مينارسكى چكره يك سلاح هنديست . در قاموس هندى گويد : كه چكر يا چكره سلاح خاص سكهان است . [ ( 2 - ) ] در اصل : الش به نظر مىآيد ؟ ب : آتش . [ ( 3 - ) ] هر دو : ضيا و اندر ؟ [ ( 4 - ) ] با وجودى كه در هر دو نسخه و انگورهاست ، مينارسكى آن را دانگو خوانده ، كه نوعى از غله باشد ( برهان ) .