تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
كه هر كس كه او را ببيند و يا بشنود ، اقرار كند كه ايشان مردمان نيند ، بلك پريانند . و شهرها كه اندرو اين عجايبها سازند و باشد ، از ولايت قندهارست [ 1 ] بر جانب كشمير ، و ديگر ولايت گنگ . و ازين شهرها يكى جلندهراست ، كه اندر ولايت او هليله و بليله [ 2 ] و دار خاشاك [ 3 ] بسيار باشد . و چنين گويند هندوان : كه ملك اينجا [ 4 ] دويست و پنجاه سال بزيد . چنان كه به همه وقتها برنشيند و صيد كند و جماع كند همبران جمله كه جوانان كنند . و آن همه بعلاج و بحيلت . ديگر شهر سر اوست [ 5 ] است و چنين گويند : كه آنجاى مولد بد است . و شهر كشكرى [ 6 ] و گويند : آن جاى هلاك شدن بد است . و شهر جتركوت [ 7 ] كه شيطرهء [ 8 ] هندى از
هامش
[ ( 1 - ) ] مراد گندها راست كه معرب شده . [ ( 2 - ) ] دواييست قابض سرد و خشك و معرب آن بليلج باشد ( برهان ) . [ ( 3 - ) ] كذا در هر دو نسخه . مينارسكى درخت جاشاك نوشته و بحوالت هيننگ گويد كه چوب جاشكه نوعى از چوب زرد خوشبوى است . [ ( 4 - ) ] هر دو : اينجاست ؟ [ ( 5 - ) ] كذا در هر دو نسخه . در طبقات ناصرى سرستى است و مينارسكى آن را سرادستى ضبط كرده . و گويد كه سرادستى جاى تولد بودا نبود ، ولى محل فعاليتهاى او بوده است . [ ( 6 - ) ] ب : لشكرى ؟ مينارسكى : كشينه گره ، [ ( 7 - ) ] مينارسكى : شايد چتراكوته كامتاى كنونى باشد . [ ( 8 - ) ] معرب آن شيطرج در كتاب الابنيه عن حقايق الادويه آمده وMU ILOFITALMUIDIPELباشد .