اخبار [ 1 ] اسكندريان و بطالسه [ 2 ] اندر روزگار او
چون روزگار پارسيان و قبطيان و بنى اسرائيل بگذشت و ذو القرنين مر دارا را قهر كرد ، و او را هزيمت كرد . پس وزير دارا و امير فرس بسگاليدند : كه چون فرصت يا بند دارا را بكشند و سر او پيش ذو القرنين برند ، تا ايشان را بپذيرد ، و بدان خدمت كه كرده باشند ، پاداش كند ، و بدين ترتيب با دارا هميرفتند ، تا وى فرود آمد و بخفت . ايشان هر دو فراز آمدند ، و سر او ببريدند و پيش ذو القرنين آمدند . و چون ايشان را بديد بپرسيد :
كه شما از آن وى چه شغل داشتيد ؟ گفتند : يكى وزير او بود و يكى صاحب شرط او [ 3 ] . گفت :
با او وفا نكرديد ، با من هم نكنيد ! پس بفرمود ، تا پوست هر دو بياهيختند ، [ 4 ] و بر دارشان [ 5 ] كردند و تيرباران كردند ، و بفرمود تا ندا كنند : كه اين جزاى آن كس است كه بر خداوند [ 385 ] خويش بيوفائى كند . » ذو القرنين : او را سكندر خواندندى ، و نام او اخشند [ 6 ] روس ابن فيلقوس بن مصوبر [ 7 ] ،
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : اخبار بن سكندريان ؟ ب : مانند متن .
[ ( 2 - ) ] هر دو : بطاليه ؟ ولى بقرار آثار الباقيه و سنى ملوك الارض و غيره كتب عربى بطالسه صحيحست كه مراد از آن سلسلهء بطلميوسيهء مقدونيهء يونان باشد ( آثار 92 ) .
[ ( 3 - ) ] هر دو صاحب او شرط ؟ تصحيح متن حدسى است .
[ ( 4 - ) ] بياهيختند : كشيدند .
[ ( 5 - ) ] هر دو : و برادرشان ؟ تصحيح متن حدسى است .
[ ( 6 - ) ] كذا در اصل : ب : اخشندوش ؟ آثار الباقيه 40 اطركس .
[ ( 7 - ) ] مسعودى در مروج الذهب ( 1 ر 245 ) اين نسب را چنين نوشته : اسكندر بن فيلبس بن مصريم بن هرمس بن هردوس بن ميطون بن رومى بن نويط بن نوفيل بن رومى بن اصفر بن اليغز بن عيص بن اسحق بن ابراهيم . آثار الباقيه 40 : فيلفس بن مضربو بن هرمس بن هرنس ابن ميطون بن رومى بن ليطى بن يونان بن يافث بن سوخون بن روميه بن بزنط بن توفيل بن رومى بن الاصفر بن اليفز بن العيص بن . اسحق بن ابراهيم .