گذشته بود كه تاريخ اسكندر نهادند .
فيلافليس بطلميوس : چون فيلافليس بپادشاهى بنشست و بيست و چهار سال از ملك او بگذشت ، اشك بيرون آمد از كوه پايه . و پادشاهى ايران بگرفت و قوم او را اشكانى نام كردند [ 387 ] كه ايشان را ملوك طوائف خوانند . و اندران وقت كه او بنشست ، جهودان را مصريان بندگى فرمودند ، و مر جهودان را از دست مصريان بستد و آزاد كرد .
بطلميوس اورحاطليس : [ 1 ] چون اورحاطليس بپادشاهى بنشست بمصر ، كارها را برسم ديگران هميراند ، و بسيار كس را از ملكان قهر كرد ، و ايطياخوش [ 2 ] بزرگ كه ملك شام بود و از آن عراق ، بطاعت وى اندر آمد : و هر سال هزار بدره درم ، بفرمان او به روميه بفرستادى .
فيلوناطر بطلميوس : چون فيلوناطر بپادشاهى بنشست ، ايطياخوش [ 3 ] بزرگ لشكر جمع كرد ، و روى بحرب او نهاد ، و بر فيلوناطر غلبه كرد ، و جهودان را از دست او بستد .
افيقالس بطلميوس : [ 4 ] چون افيقالس به مملكت بنشست ، اول كارى قصد ايطياخوش [ 5 ] بزرگ كرد ، و لشكر كشيد ، و ايطياخوش را هزيمت كرد ، و هر چه از ولايت او ستده بود [ 6 ] از وى باز ستد ، و او را مقهور كرد ، و ولايت شام بگرفت ، و همه قوم ايطياخوش را مستأصل گردانيد ، و
هامش
[ ( 1 - ) ] ب : نقطه ندارد .
[ ( 2 - ) ] ب : ابطياحوش .
[ ( 3 - ) ] ب : ابطياحوش .
[ ( 4 - ) ] در اصل نقاط ندارد . ب : افيقالس .
[ ( 5 - ) ] ب : ايطياحوش .
[ ( 6 - ) ] هر دو : ستد بود ؟