گوشهء ميدان بيستند و نيزهها راست كنند [ 1 ] و تير بر كمان نهند ، و شمشيرها بكشند ، و بر آن مرده حمله آرند ، اما طعن نكنند . و چنين گويند : كه سبب اين آن بود كه مردى از ايشان بمرد و او را بگور [ 2 ] كردند ، و چون روز سه ديگر بود از گور بر آمد . و چون از وى پرسيدند گفت : حال از من غائب شده بود ، شما مرا بگور كرديد . پس جان اندر گور بنزديك من باز آمد برخاستم ، و بيرون آمدم . اكنون چون كسى از ايشان بميرد ، او را سه روز بگور نكنند . و پس او را به نيزه و تير و شمشير بترسانند ، اگر زنده باشد خود بر خيزد .
و اگر نباشد بگور كنند او را . و اين رسم بمانده است .
و ملك ايشان را آواز [ 3 ] خوانند . و بر راست سرير ولايتى است كه آن را جندان [ 4 ] ( ؟ ) گويند . و اين مردمان جندان ( ؟ ) سه دين دارند . چون روز آدينه باشد به مسلمانان به مسجد آدينه آيند ، و نماز آدينه بكنند و باز گردند [ 381 ] و چون شنبه باشد اندر كليسا آيند و با ترسايان [ 5 ] برسم ايشان پرستش كنند . و ( اگر ) كسى از ايشان پرسد كه چرا چنين كنيد ! گويند اين هر سه فريق مخالف يك ديگرند ، و هر كس همى گويد : كه حق بدست منست ، پس ما با هر سه فريق موافقت مىكنيم ، مگر حق را اندران يابيم .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل نيم صفحه آسيب ديده خوانده نميشود . ب : كردند ؟ تبديل متن حدسيست .
[ ( 2 - ) ] ب : در گور .
[ ( 3 - ) ] كذا در هر دو . مينارسكى اين مردم را با اوار داغستان تطبيق ميدهد . و سرير را هم نام اصلى اين سرزمين نداند ، بلكه اعراب آن را از نام صاحب السرير گرفتهاند ( تعليقات حدود 446 ) .
[ ( 4 - ) ] كذا در هر دو ؟ در حدود 192 خندان است . ابن رسته : خيزان ؟ مسعودى : جيران . بلاذرى :
خيزان . مينارسكى شكل صحيح كلمه را خيداق مىشمارد و بقول داوهسون و ماركوارت تمسك مىكند ( تعليقات حدود 448 ) .
[ ( 5 - ) ] ب : و باز ترسايان ؟