و به ده فرسنگى سرير [ 1 ] درختى هست ، [ 2 ] كه هيچ بر ندارد ، و هر چهار شنبه مردمان اين شهر بيايند و از هر ميوه بيارند و بر آن درخت بياويزند ، پس او را سجده كنند ، و آنجا قربانيها كنند .
اللان [ 3 ]
از سرير بيرون رود سه روز اندر كوهها و مرغزارها همى رود تابا اللان رسد ، و ملك اللان ترساست و همه اهل مملكت او كافراند ، بتپرستند ، و از سرحد او ده روز برود ميان درختان و جويها و جايهاى خورم ، تا بقلعهء رسد ، كه او را باب اللان گويند ، و او بر سر كوهى نهاده است ، وزير اين كوه راه راست . و همه گرد برگرد او كوههاى بلند است ، و هزار مرد است كه به نيابت [ 4 ] اين قلعه را پاس دارند بشب و روز بر طريق نيابت .
چگل و تركشى [ 5 ]
اما راه چگل و تركشى ، چون از نويكت به روى ، سوى بنجيكت بايد شد ، دهقان
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : عمرير ؟
[ ( 2 - ) ] ب : درختىايست ؟
[ ( 3 - ) ] جاى اين عنوان در هر دو سپيد است . الان يا اللان مغرب بقول البيرونى در تحديد الاماكن مردمىاند كه از بين خوارزم و جرجان بسواحل خزر رفتهاند و زبان ايشان هم مركب از خوارزمى و بجناكيست . پس الانها بر كناره شرقى بحيرهء كسپين ساكنند و فردوسى هم از دژ الانان ذكرى دارد ( 1 ر 115 ) در تركمنى قزلالان نام ديواريست ( تعليقات حدود 481 ) .
[ ( 4 - ) ] درب نقاط ندارد .
[ ( 5 - ) ] جاى اين عنوان در هر دو نسخه سپيد است . چگل در ادبيات درى به حسن و زيبايى خوبان آنجا شهرت دارد .