تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
ابرهاء [ 1 ] ديبا ، همه پوستها گرد كند مقدار ده پوستين و اندر بساطى پيچيد و بر اسب پدر داماد بندد ، و او را سوى خانهء او گسيل كند ، و هر چه از جهت كابين دختر بايد كه پذيرفته باشند از ستور و صامت [ 2 ] و كالا ، همه به دو بفرستد . آن وقت زن به خانه آرند .

سقلاب [ 3 ]

و ميان بجناكيان [ 4 ] و ميان سقلاب ده روزه راهست . و اين راهى بى راهست [ 5 ] اما اين راه بر راه چشمه‌ها و درختان بسيار است . و ولايت سقلاب جاى فراخست و با درختان انبوه . و ايشان بيشتر اندر ميان درختان باشند . و ايشان را رز نباشد و كشت زار نباشد . و ايشان را كازها باشد از چوب ساخته [ 376 ] ، و انگبين فراوان باشد آنجا ، و باشد كه از يك انگبين جاى ، پنجاه من يا شست من يا صد من انگبين بيرون آرند . و ايشان را خوك بچرانند و رمه‌هاى خوك باشد ايشان را ، چنان كه مارا [ 6 ] گوسپند بود . و اگر كسى بميرد از ايشان ، او را بسوزند . و اگر زنان ايشان بميرند ، آن زن را دست ببرند و رويش [ 7 ] بكارد ببرند . و چون مرده را بسوزند روز ديگر بيايند ، و آن خاكستر از آنجا بگيرند ، و اندر جره [ 8 ] ها كنند و بر سر مىنهند . و چون يك سالى از مرگ مرده بگذرد ، انگبين بسيار بيارند و اهل بيت مرده جمع شوند ، و بر سر پشتهء او شوند ، و از انگبين
هامش
[ ( 1 - ) ] ابره : به دو فتحه رحت زراندود . [ ( 2 - ) ] هر دو : سامت ؟ شرح صامت گذشت . [ ( 3 - ) ] ب : جاى اين عنوان سپيد است . [ ( 4 - ) ] اصل : نقاط ندارد . [ ( 5 - ) ] اصل : نى راه ؟ [ ( 6 - ) ] ب : ايشان را ماتارا گوسپند ؟ [ ( 7 - ) ] ب : درونش . [ ( 8 - ) ] در اصل خوانده و ديده نمىشود . ب : حرها ؟ اما جره بفتحهء اول و ثانى مشدد خمچه و سبو را گويند ( برهان ) .