تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
كشيده هر كسى را بدان وقت از بيرون خانه بيابند ، اندر وقت گردنش بزنند و بر پشت او بنويسند كه اين [ 1 ] جزاى آن كسى است [ 367 ] كه از فرمان ملك بيرون آيد . و مجرم را هيچ عقوبت نكنند الا بكشند . مگر دشنام را ، اگر كسى را قذف [ 2 ] كنند ، و آن قاذف را چوبى چند بزنند و يله كنند . و چنين گويند : از آن سوى چين ، هم از مملكت چين مردمانىاند سرخ پوست و سرخ موى ، و همه اندر سمچها باشند ، و چون آفتاب گرم شود ، اندر سمچها گريزند ، و چون آفتاب فرو خواهد شد ، از سمچها سوى صحرا بيرون آيند . اما راههاء او از كاشغر به پايش [ 3 ] رود ، و از پايش به كرمان [ 4 ] شرد ، و از كرمان به خمجان ، [ 5 ] و از خمجان ( ؟ ) به غزا [ 6 ] و از غزا به پونچه [ 7 ] و از پونچه باخجكت ، [ 8 ] و از خجكت به كنديلو ، [ 9 ] و از آنجا به رايكويند ، [ 10 ] و از آنجا به تدروف ، [ 11 ] و از تدروف به رستويه [ 12 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] ب : كه جزاى . [ ( 2 - ) ] در اصل اين نيم صفحه بسبب آب رسيدگى آسيب ديده . ب : قدف هيچ نقطه ندارد و فادف ؟ اما قذف دشنام دادن است . [ ( 3 - ) ] كذا درب . حدود 75 بالس . [ ( 4 - ) ] كذا درب . حدود : كريان . [ ( 5 - ) ] ب : خمجان و حمحان ؟ بدون نقاط ؟ حدود : خجيان . [ ( 6 - ) ] در حدود هم غز است . و غزا نخستين حد تبت بود از سوى تغزغز به نزديكى رود كچا ( حدود 75 ) . [ ( 7 - ) ] حدود : بريخه . [ ( 8 - ) ] حدود ، جنخكث . [ ( 9 - ) ] حدود : كوتكرا . [ ( 10 - ) ] حدود : راىكوتيه . [ ( 11 - ) ] حدود : ندروف . [ ( 12 - ) ] كذا در حدود . ولى مينارسكى سهوا دستويه خوانده .