چهار هزار مرد بيستگانى [ 1 ] خوار است آن ملك را ، و هجده هزار مرد را سالارى باشد . و مردمان چين همه ملبس باشند و با مروت ، و جامههاى نيكو دارند ، و اوانيهاى فراوان دارند .
و ابو زيد حكيم [ 2 ] چنين گويد : كه تركان غرچگان چينيانند [ 3 ] و حدهاى چين يكى ختن است . دو ديگر هندوستان و سيوم بلور و چهارم يأجوج و مأجوج . و عبيد اللّه بن خرداذبه [ 4 ] چنين گويد : كه هر كس اندر چين شود ، بعلم دانا و بزرگ گردد . و مر چين را ملكان بسياراند ، اما بزرگترين ملكان فغفور است ، و او جز ديباى زر نپوشد ، و جز اسب خنگ بر نه نشيند ، و اندر همه چين هيچكس اين دو چيز ندارد جز وى ، و او را اندر سالى يك بار ببينند كه بيرون آيد ، و بر اسب باشد ، و ديگران همه پياده باشند ، و پيش و پس او هميروند ، و او تا بگورستان پدران خويش بشود ، و چون نزديك گورستان رسد پياده شود و بگورستان برود و از آنجا بار دهد [ 5 ] و تا نيم روز بباشد ، پس باز گردد ، و اندر كوشك خويش بنشيند ، و يكى قبهء ديباء زرد بزند [ 6 ] پس [ 7 ] نشستگاه خويش ، و ديگران از آن قبه
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : خوانده نميشود . ب : پكانى ؟ و مراد از بيستگانى همان عشرينيهء تنخواه بيست درهمى سپاه است .
[ ( 2 - ) ] ظاهرا مراد قديمترين جغرافى نويس ابو زيد احمد بن سهل بلخى متوفى 322 ه . و متولد 235 ه . است مؤلف 60 كتاب و صور الاقاليم كه با جيهانى وزير هم روابطى داشت ، و كتابش مأخذ كهنتر جغرافيه نويسان اسلاميست . ( مقدمهء بار تولد بر حدود 15 ببعد ) .
[ ( 3 - ) ] اصل ؟ مغشوش است . ب : غرهگان جنبانند ؟ قرائت متن حدسى است و مراد از غرچگان مردم كوهنشين و صحرايى باشند .
[ ( 4 - ) ] ب : عبد اللّه بن جرداد ؟ وى عبيد اللّه بن احمد بن خرداذبه است ( 211 - 300 ه . ) مؤلف المسالك و الممالك .
[ ( 5 - ) ] هر دو : بار رهد ؟
[ ( 6 - ) ] هر دو : قبهء ديبارزد بريد ؟ قرائت متن حدسى است .
[ ( 7 - ) ] ب : بيش ؟