شهرهاى چين ، آن را ساجو گويند و از آنجا تا سه روز به سنگلاخ [ 1 ] رسد ، و از سنگلاج هفت روز به سنحجو [ 2 ] و از آنجا تا سه روز خاجو [ 3 ] رسد ، و از آنجا تا هشت روز كجا رسد ، و از آنجا تا پانزده روز برودى رسد كه آن رود راغيان [ 4 ] گويند و بكشتى از آنجا بگذرد .
اما از بغشور تا خمدان [ 5 ] كه شهر بزرگ چين است يك ماهه راهست . به راه رباطها و منزلهاى آبادان . و چنين گويند : كه مملكت چين بزرگترين مملكتهاى روى زمين است و توانگرترين جايها . ولايت چين جاى فراخست ، و همه مردم آنجا پخچ بينى [ 6 ] باشند ، و جامهء ايشان از زنان و مردان ديبا و حرير باشد . و جامهء درويشان و بندگان حرير باشد ، و همه آستين فراخ دارند و دامنهاى دراز دارند چنان كه [ 365 ] بر زمين بكشند از درازى . و كويهاى ايشان همه پوشيده باشد و هر روز سه بار آب زنند و بروبند ، [ 7 ] و درهاى بلند باشد ايشان را از چوب سوسن ، و خانهاء ايشان با تماثيل بود ، و بناهاى ايشان از گل و خشت باشد . و ملك ايشان لشكرى انبوه دارد ، و چنين گويند كه
هامش
[ ( 1 - ) ] سنگلاخ : دهيست بزرگ از عمل ساجو و مردمانش بتپرستند ( حدود 62 ) .
[ ( 2 - ) ] هر دو : سحجو ؟ در حدود ى 6 سنحجو است ، كه مينارسكى آن را سوچو ميشمارد كه در - نوشتههاى تركى يافته شده از اورخون : سوچو باليق است ( تعليقات حدود 232 ) .
[ ( 3 - ) ] مينارسكى خاجورا - كواچو ، وان - هسى - اوسس كنونى ميشمارد كه بر كنار رود سو - لو - هو واقعست بر راهى كه از سو - چاو به شاچاوروند ( تعليقات 233 ) .
[ ( 4 - ) ] هر دو : عيان ؟ در نسخهء خطى حدود مكررا عنان است و گويد چون رود كيسو به حد بعشور افتد او را عنان ( ؟ ) خوانند ( ص 39 ) مينارسكى آن را غيان بمعنى رود خوانده است ( تعليقات 206 ) .
[ ( 5 - ) ] هر دو : حمدان ؟ در حدود 61 خمدان شهرى عظيم و مستقر فغفور چين است . كه بقول مينارسكى چنگ - ان - فوياهسى - ان - فوما بعد باشد .
[ ( 6 - ) ] هر دو : بحح بينى ؟ اما پخچ شكلى است از پخش كنونى ، كه معنى آن بچق بينى است .
[ ( 7 - ) ] در اصل اين صفحه مغشوش و بسبب آب رسيدگى خوانده نميشود . ب : دو برد بندد ؟ تصحيح متن حدسى است .