تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
بر آن جانب بنشينند ، و هر چه اندر پادشاهى او مطرب باشد همه آنجا حاضر باشند . و ملك آن روز هر كسى را مهتر و كهتر عطا بخشند ، و هيچكس بنزديك ملك نتواند شد مگر وزير و يا [ 366 ] حاجب و يا رسولى كه از نزديك پادشاهى آمده باشد . و اندر سالى هفت روز بار دهد ، و پيش روان لشكر و رئيسان شهر او را ببينند . چون رسولى بانگ كند ، تا ايشان را پيش او برند ، او را ببيند . و چون رسولى از ملكى بيايد ، پيش او شود به وقتى كه فغفور فرمايد ، و يكى وزير بر راست فغفور ايستاده باشد و ديگرى بر چپ . و اين رسول از دور ببيند سر خويش [ 1 ] برهنه ( كند ) و او را سجده كند ، و سر بر ندارد تا نفرمايندش . پس حاجب با وزير پيش آيد ، و از رسول سخن پرسد و با ملك بگويد . پس ملك بفرمايد : تا تختى [ 2 ] ديبا و جام سيمين زراندود كرده ، بخانهء رسول برند ، و هر روز او را بنان خوردن بخانهء ملك آرند . و چون ملك با كنيزك مجامعت خواهد كرد ، منجمان بر بام خانهء بار [ 3 ] شوند ، و طالع گيرند و وقت مجامعت او را اختيار كنند ، آن وقت مجامعت كند . و بيشتر كشت چين ديمى باشد . و چون باران كمتر باشد نرخ غله عزيز گردد . و چون غله گران شود ، ملك به بتخانه شود ، و شمنان [ 4 ] را بگيرد و به غل اندر كشد ، و بند برنهد و تهديد كند ، كه اگر باران نيايد ، من شما را بكشم . و همچنان بسته همى باشد ، تا باران آيد . و اندر كوشك ملك صد و هشتاد كوس است . و چون آفتاب فرو خواهد شد ، بيكبار آن صد و هشتاد كوس را بزنند و چون مردمان آن را بشنوند ، همه بخانه‌ها بشوند . و چون آفتاب فروشود ، هيچكس در بازار نماند . پس عسس اندر بازار و اندر راه آيند و شمشيرها
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل اين صفحه بسبب آب رسيدگى مغشوش است . ب : سر موش بر مرهنه ؟ قرائت متن حدسى است . [ ( 2 - ) ] ب : تحتى ؟ [ ( 3 - ) ] ب : ياد ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : دشمنان ؟ ولى شمن چنانچه گذشت بت‌پرست و بودايى و يا روحانى اين طائفه است .