تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 570

مساهمون:

ص٥٧٠
همى كند : [ 1 ] « كه هر كس اين را ببيند و فعل او مكنيد [ 2 ] ! » و چون كسى با دوشيزه زنا كند ، سيصد چوب بزنند او را ، و اسبى ماديان و جامى سيمين ، از پنجاه شتر سيم بستانند . و اگر با كالم [ 3 ] زنا كند ، هر دو را بدر ملك آرند و ملك بفرمايد : تا هر يكى را سيصد چوب بزنند ، و مرد را ( در ) خرگاهى پوشيده تا فرش تمام از نمد نو تمام كنند ، تا به شوى زن دهند ، و آن زن زانيه را بدان مرد [ 363 ] زانى دهند و شوى زن مران مرد زانى را لازم كند ، تا از بهر اوزن آرد و كابين آن زن او بدهد اگر زانى توانگر باشد ، و اگر درويش باشد ، سيصد چوب بزنند او را ، و رها كنندش . و اگر كسى مرد كشد ، او را تاوانى عظيم بكنند ، چنان كه اندران مستأصل گردد ، و يك ماه اندر زندانش بدارند و سيصد چوب بزنند او را ، و پس يله كنندش ، و اگر درويش باشد به چوب اقتصار كنند و بگذارندش . و تغز خاقان اندر كوشك [ 4 ] باشد و ديوار پست ، و فرش او نمد باشد ، اما فرش اهل اسلام بر روى او كشند و ديباى چينى بر روى فرشها كشيده . اما عامهء ايشان همه صحرائى باشند و خيمه و خرگاه دارند . و لباس ملوك ايشان ديباى چينى و حرير باشد ، و از آن عامه حرير و كرباس . و جامهء ايشان دواج [ 5 ] بود و فراخ آستين و دراز دامن . و كمر ملك ايشان بحيلت [ 6 ] در باشد . و چون بمجلس او مردم انبوه بيايد [ 7 ] ، تاج بر سر او نهد . و چون برنشيند ، سى هزار [ 8 ] سوار با او برنشينند همه جوشن وزره دارند و حرب [ 9 ] نيزه كنند .
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : هميكنند ؟ [ ( 2 - ) ] ب : مىكند ؟ [ ( 3 - ) ] كالم : زنى كه شوهر گرفته باشد . [ ( 4 - ) ] كوشك : بضمه كاف و سكون شين قصر و كاخ است . [ ( 5 - ) ] دواج : به فتحهء اول لحاف ( برهان ) . [ ( 6 - ) ] ب : بحيلت ؟ [ ( 7 - ) ] هر دو : بيامد ؟ [ ( 8 - ) ] ب : برنشيند هر سوار ؟ [ ( 9 - ) ] اصل : جرب ؟ ب : حرب .