تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
راست برسخان دو بز است [ 1 ] ، يكى را يبغو [ 2 ] گويند ، دويگر را ازار [ 3 ] ، و جوى است كه آن را تفسخان [ 4 ] خوانند بر جانب مشرق و حدود چين شود ، و اين بز سخت بلند است ، چنان كه مرغانى كه از سوى چين [ 361 ] آيند از آنجا گذشتن نتوانند .

غزان [ 5 ]

اما [ 6 ] غزان مردمانىاند كه ملك ايشان را تغزغز خاقان گويند ، و اندر روزگار قديم تغزخاقان [ 7 ] مردى بود كه او را كورتگين گفتندى ، و مادر او از چين بود ، و خاقانى برادر [ 8 ] اين كورتگين داشت ، كه مادر او آزاد بود . پس برادر قصد كشتن او كرد ، و او را گلو ببريد ، و بجايى كه مردگان ايشان بودندى بيفگند . و دايه بود مر كورتگين را ، او را سوى مانيان [ 9 ] برد و بداروئيان داد ، تا او را معالجت كردند ، و آن جراحت را
هامش
[ ( 1 - ) ] بز : بفتحهء اول پشتهء بلند و تيغ كوه ( برهان ) . [ ( 2 - ) ] درب بيغو در اصل يبغو است . كاشغرى ( 3 ر 23 ) نزديك برسغان دره‌يى را بنام يفغو ذكر مىكند ، كه همين يبغو باشد ، كه عبارت از درهء ( جنرت ) كنونى است ، كه در تينشان وسطى نزد منبع رود آقسو واقعست . [ ( 3 - ) ] مينارسكى ازار را با درهء بدلLEDEBتطبيق ميدهد ( تعليقات حدود 296 ) . [ ( 4 - ) ] مينارسكى گويد : تفسخان بايد تغشخان ( - توشقان تركى بمعنى خرگوش ) باشد كه مجراى غربى آقسو است و راه درهء بدل از آن ميگذرد . ( تعليقات حدود 296 ) . [ ( 5 - ) ] جا اين عنوان درهر روسپيد است . [ ( 6 - ) ] هر دو : اياغزان ؟ [ ( 7 - ) ] هر دو : تغرخاقان ؟ [ ( 8 - ) ] ب : برادر كورتگين . [ ( 9 - ) ] اصل : ناينان ؟ ب : مانيان ( ؟ ) شايد مراد تبعهء مانى باشند . كلمهء ما بعد در اصل : بدنارونان ؟ و در ب : بدنبارونبان ؟ است ؟ و قرائت متن حدسى است ، كه مراد داروگران باشند و دارو دهندگان .
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 567 | عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى ) / عبدالحى حبيبى