فرستاد تا او را بخناق [ 1 ] بكشتند ، و خاقانى را كورتگين [ 2 ] بگرفت .
و چنين گويند كه تغز خاقان را هزار چاكر باشد و چهار صد كنيزك . و اين هزار مرد سال تا سال پيش خاقان طعام خورند [ 3 ] هر روز سه بار ، و چندانكه خواهند طعام بردارند . و چون نان بخورند سهگان [ 4 ] شراب بخورند ، و شراب ايشان از انگور باشد . و اين خاقان پيش عامه بيرون نيايد مگر بوقتى نادر . و چون برنشيند همه پيشروان بيايند و پيش او بروند اندر راه ، و از خانهء او تا كنارهء شهر همه سماطين [ 5 ] زده باشند . و از رئيسان شهر يكى پيش او همى رود ، و بردابرد هميكند . و چون از اسپ [ 6 ] فرود آيد ، و اسپ از دهليز آرند ، همه پيش اسپ او زانو زنند ، تا آن اسپ بگذرد . و تغز خاقان بر مذهب ديناروى [ 7 ] ( ؟ ) باشد . اما اندر شهر ولايت او ترسا هست ، و ثنوى و شمنى [ 8 ] هست .
و او را نه وزير است ، و چون كسى [ 9 ] را به تهمت دزدى بگيرند ، بند بر پاى نهند ، و دست بر گردن او ببندند ، و بر هر رانى دويست چوب بزنندش ، و صد چوب بر پشتش بزنند ، و او را گرد بازار بگردانند . پس هر دو دست ، و هر دو گوش و بينى او ببرند ، و منادى بانگ
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : بحناق ؟ خناق : خفه كردن .
[ ( 2 - ) ] در « ب » اين نام مكرر است ؟
[ ( 3 - ) ] هر دو : خوردند ؟
[ ( 4 - ) ] هر دو : سه كان ؟ آيا مراد شراب سيكى است ؟ يا سهگانه كه كنايه از جام و پيالهء شرابخورى باشد ( برهان ) .
[ ( 5 - ) ] سماطين : دو رسته از مردم ( غياث ) .
[ ( 6 - ) ] هر دو : از آب فرود ؟ تصحيح حدسى است .
[ ( 7 - ) ] كذا در اصل . ب : دينار باشد ؟
[ ( 8 - ) ] هر دو : سمنى ؟ اما البيرونى گويد : شمنيين كانوا عبدة الاوثان و بقاياهم الان بالهند و الصين و التغزغز و يسميهم اهل خراسان شمنان ( آثار الباقيه 206 ) اما مراد از ثنوى مردم زردشتى باشند كه به يزدان و اهريمن قايلند .
[ ( 9 - ) ] ب : و كسى را .