تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 561

مساهمون:

ص٥٦١
ثابت جوشنى داشتى زير جامه ، كه هيچكس ندانستى [ 1 ] و پس ديوان او را بر سر كوهى بلند بنهادند ، و بيست روز بر آنجا بماندند . پس ابليس پيش او آمد بر شبه مرد پير ، و او را بفرمود : مرا سجده كن و فرمان بر دار باش ! او همچنان كرد ، پس ابليس او را از سر كوه فرود آورد و بخسپانيد [ 2 ] و با وى جماع كرد ، و ابليس خود بخفت ، و او را فرمود ، تا ( با ) ابليس جماع كرد . پس موى ثابت فرود هشت هم بر مثال موى زنان ، و مهرهء شبه [ 3 ] از وى فرود آويخت ، و عصابهء [ 4 ] زرد بر پيشانى او ببست ، و پس شبش [ 5 ] بگرفت از پهلوى وى و اندر دهن افگند و بيوباريد [ 6 ] و گفت : هر كه خواهد كه عمر او دراز گردد ، و او را دشمن نباشد ، ازين جانور ببايد خورد ، و بفرمود او را كه از سران و پيشروان لشكر خويش ، هفت تن را بكش . او نام هر يك بگفت . پس ثابت او را بپرسيد : كه چون اين همه شرطها [ 7 ] بجا آرم و فرمان تو بكنم ، مرا چه باشد ؟ گفت : خاقان گردى ! و اين همه ولايت مسخر تو گردد ، و سيد همه قوم شوى ! پس او را از كوه فرود آورد ، و مردى را ديد از لشكريان ، كه همى هيزم گرد كرد . و اندر زمان او را بديد ، و ابليس را چون پيرى با وى همى آمد ، و ثابت او را از لشكريان پرسيد . گفت از پس رفتن تو ، اندر ميان ايشان خلاف افتاد ، و اين مرد لشكرى از ثابت پرسيد ، از حال او . ابليس او را جواب داد : كه او را فرشتگان بردند ، تا خداى عز و جل او را فرمانها
هامش
[ ( 1 - ) ] ب : نداشتى . [ ( 2 - ) ] ب : بجنبانيد ؟ [ ( 3 - ) ] شبه . بفتحتين دانه‌هاى آبگينه و نام سنگى سياه و براق سبك و نرم و برنج كه در هندى پيتل گويند ( غياث ) . [ ( 4 - ) ] عصابه : جامهء سر بند ( غياث ) هر دو : عصابه ارزد ؟ [ ( 5 - ) ] هر دو : شستن ؟ چون در صفحهء بصراحت شبش است ، در اين جا هم تصحيح شد . [ ( 6 - ) ] هر دو : سوبازيد ؟ ولى او باريدن بمعنى بلع كردن است . [ ( 7 - ) ] اصل شرطهاى بجا ؟