زهر » خوانند . و چون از شهر كاشغر روند ، بروند بر راست راه ميان دو كوه از سوى مشرق ، و برو بگذرد به ولايتى رسد كه او را اوزگند [ 1 ] گويند ، و ولايت او چهل فرسنگست ، نيمى ازو كوهها و نيمى پيچيده كورستان . [ 2 ] و كاشغر را دههاى بسيار است و روستاهاى بىشمار ، و اندر ايام پيشين ، آن ولايت مرتبت خاقان [ 3 ] را بودى . از ولايت كاشغر ( به ) سار سامكث [ 4 ] شود ، و از آنجا به اليشورود و بيابان ببرد تا جوى [ 5 ] آيد كه سوى كجا [ 6 ] شود . و بر لب اين جوى [ 359 ] سوى پهلوى
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در اصل . ب : كه او را آذر گويند ؟ اوزگند يا اوزجند شهريست در نواح فرغانهء ما وراء النهر ( مراصد 1 ر 131 ) مينارسكى تنها نسخهء ب را خوانده و در تعليقات حدود ( ص 255 ) بر كلمهء آذر حدسها دارد ، كه ضبط نسخهء اصل همه آن را از بين مىبرد .
[ ( 2 - ) ] هر دو : سجده كورستان ؟ تصحيح متن حدسيست . مينارسكى آن را سهل كورستان بفتحهء كاف خوانده و بهSLLI HNERRABDNASNIALPيعنى اراضى هموار و كوههاى برهنه ترجمه كرده است . وى گويد در نواحى سمرقند ادير بمعنى دامنه پائين كوهست : و در لهجهء كرغيز سرزمين كوهى باشد . و ممكن است كه آذار نسخهء ب همين ادير بود ، و كورستان در فارسى ادير را گفته باشند ، در حالى كه بار تولد اين كلمه را گورستان خوانده بمعنى مقبره ( تعليقات حدود 255 ) اما قرائت نويسندهء اين سطور « پيچيده كورستان » است ، زيرا كوره مأخوذ از خوره است كه مجازا بمعنى ناحيه و قصبه و مجموعهء روستاها و آباديها باشد ، و كور بضمهء اول و فتحهء دوم در عربى جمع همين كوره است .
پس كورستان پيچيده بمعنى روستاها و نواح بهم پيچيده و نزديك با همديگر و آبادى غلو باشد .
و طورى كه مينارسكى كورستان را به كوههاى عريان تعبير كرده ، در كتب لغت كورستان بدين معانى به نظر نيامد .
[ ( 3 - ) ] هر دو : تبت خان ؟
[ ( 4 - ) ] كذا در هر دو . ولى مينارسكى سارمسابكث ؟ خوانده است .
[ ( 5 - ) ] هر دو : تا جوى ك آيد ؟
[ ( 6 - ) ] كچا : شهرى بود در سر حد ما وراء النهر و چين ( حدود 64 ) .