آورد ، چه از وجه غارت و تاختن ، و چه از وجه اسيران ، [ 1 ] همه را باز فروخت . و آن قبيله را كه با وى جمع شده بودند ، خر خيز [ 2 ] نام كرد .
و چون خبر وى بسقلاب رسيد ، بسيار مردم از سقلاب بنزديك وى [ 3 ] آمدند ، باهل و بنه ، [ 4 ] و با اين ديگران بياميختند ، و پيوستگى كردند ، تا همه يكى گشتند . و علامت سقلابيان اندر خرخيزيان پيداست : سرخى موى و سپيدى پوست . اما راه خرخيز از تغزغز آنست : كه از چينا بخكث [ 5 ] به خسن [ 6 ] برود [ 7 ] و از خسن به نوخبك [ 8 ] تا كميزارت [ 9 ] يك دو ماهه راهست ميان گياهها ، و پنج روز اندر بيابان برود ، و از كميزارت تا مابنكلو [ 10 ] دو روز اندر كوهها رود ، پس به بيشه برسد [ 354 ] و صحرا و چشمهها آيد و جاى شكار ، و همچنين هميشود تا كوهى آيد كه او را مابنكلو [ 11 ] گويند ، كوهى بلند ، و اندرو سمور بسيار بود و
هامش
[ ( 1 - ) ] اصل : سيران ؟ ب : اسيران .
[ ( 2 - ) ] هر دو : خرخر ؟
[ ( 3 - ) ] ب : او .
[ ( 4 - ) ] هر دو : باهل و دنبه ؟ تصحيح متن حدسيست . چون هر دو نسخه در هند نوشته شده ، كاتب هندى بنه كلمهء اصيل قديم درى را كه بمعنى ساز و سامانست دنبه ساخته ، و دنبه در هند گوسفند را گويند ، در حالى كه معنى اصلى آن عضو چرب گوسفند است ، نه تمام اين حيوان .
[ ( 5 - ) ] هر دو : حيا بحكمت ؟ مينارسكى : مانند متن كه در حدود 76 هم جينانجكث است .
[ ( 6 - ) ] هر دو : نحبس بدون نقاط ؟ مينارسكى مانند متن .
[ ( 7 - ) ] هر دو : نبود ؟
[ ( 8 - ) ] اصل : حين بنوخيك ؟ ب : حنين بنوخبك ؟ تصحيح متن از مينارسكى است .
[ ( 9 - ) ] اصل : كمر از ؟ ب : كميزار ؟ مينارسكى : كميزارت كه بايد در دامنههاى جنوبى كوه تربغهتاى واقع باشد ( تعليقات حدود 283 ) .
[ ( 10 - ) ] اصل : ماننگبو ؟ ب ، مانبكلو ، كه مينارسكى همين املا را برگزيده ، و گويد كه مانبكلو علف زار نواح كوه التاى باشد ( ص 283 ) .
[ ( 11 - ) ] هر دو : ماتيكلو ؟