تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
كنند . و اين رود ارتش رودى بزرگست ، چنان كه اگر مردى برين كناره رود ، اگر ايستاده بود ، از آن كنارهء ديگر او را نتوان شناخت از دورى مسافت ، و آب او سياه است . و ازين رود ارتش بگذرد اندر خيمهاى كيماكيان افتد ، و ايشان را ديوار بست [ 1 ] نباشد ، الا همه اندر بيشه‌ها و درها و صحرا نشينند ، و همه خداوندان گاو و گوسفند باشند ، و ايشان را اشتر [ 2 ] نباشد ، و اگر بازرگانى آنجا اشتر برد يك سال نزيد ، كه چون اشتر از آن گياه بخورد بميرد . و ايشان را نمك نباشد البته ، و اگر كسى يكمن نمك بدهد ، پوست سمور بستاند . و خورش ايشان در تابستان شبر اسب باشد ، آن را قمر [ 3 ] خوانند . و بزمستان قديد كنند هر كس بر مقدار بسيار خويش از گوشت گوسپند و اسب و گاو ، و اندران ناحيت برفهاى عظيم افتد ، و باشد كه نيزه بالاى برف باشد بر صحرا ، و بزمستان ستوران را سوى ولايت اغراق [ 4 ] ببرند بجايى كه او را او كتاع [ 5 ] گويند ، و ايشان را زير زمين جايهاى آب باشد از چوب ساخته از بهر زمستان ، چون برف قوى گردد ، ازين آب خورند ، كه تير ماه
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : پست ؟ [ ( 2 - ) ] در اصل : گاهى اشتر به نظر مىآيد ، در ( ب ) مكررا استر است . ولى اشتر صحيح است و مروزى در طبايع الحيوان 20 گويد : و لا يكون عندهم ابل ، لان لا تعيش فى ارضهم اكثر من سنة . [ ( 3 - ) ] هر دو : قمر ؟ ولى قميز مشروبى است كه مغلان از شير اسب مىساختند ، و لشكريان چنگيز آن را با خود داشتند و مىنوشيدند ( طبقات ناصرى 2 ر 105 طبع حبيبى ) و مروزى هم در طبايع الحيوان گويد : و غذائهم فى الصيف لبن الرماك ( ص 20 ) در مكه بمعنى ماديان است كه براى نسل گيرى نگهدارند ( المنجد ) . [ ( 4 - ) ] هر دو : عراق ؟ ولى مينارسكى اغراق را ترجيح ميدهد ، زيرا عراق تا عصر سلجوقيان از گشت و گذار قبايل تركى و مغولى دور بوده است . و در ديوان لغات الترك كاشغرى هم اغراق است . و در طبقات ناصرى نام قبيله‌يى بود كه در مقابل چنگيز مىجنگيدند ( 2 ر 126 و 146 ) مروزى در طبايع الحيوان گويد : كه در هنگام برفبارى ستوران خود را به ناحيت غزيه برند ( ص 20 ) . [ ( 5 - ) ] كذا در هر دو . ولى مينارسكى آن را باملاى او كتاغ نوشته است ( تعليقات حدود 305 ) .