تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى ) — صفحة 552

مساهمون:

ص٥٥٢
بگذارد ، و اندر ريگها افتد ، كه تركان آن جاى را الوممن [ 1 ] خوانند ، و از آنجا برودى [ 2 ] رسد كه آن را سفوق [ 3 ] گويند ، و از وى بگذرى شورستان [ 4 ] آيد . و از آنجا بكوهى رسد كه آن كوه را كنداورتاعى [ 5 ] خوانند . هم اندرين رودبار هميرود اندر ميان سبزى و گياه و درختان شش [ 6 ] ( ؟ ) تا بدانجا رسد كه منبع اين رود است ، و آن كوهى بزرگست . پس بر كوه رود براهى باريك ، و از كنداورتاعى سوى روداسس [ 7 ] فرود شود . و اين راه است كه پنج روز آفتاب بر مردم نيفتد از سايهء درختان ، تا بدين جيحون رسد كه او را اسس گويند و آب او سياه بود ، از حد مشرق همى آيد [ 350 ] تا بدر طبرستان رسد ، و از روداسس تا رود ارتش شود كه اول حد كيماك است . و چهار سوى اين رود ستوران وحشى باشند ، و ازين ستوران هزار و ياد و هزار به يك جاى ببينند ، و چنين گويند كه نتاج ايشان از مركبان ملوك بوده‌اند ، كه وحشى شدند ، و تناسل هميكنند ، و آن اسبان را جز بكمند نتوانند گرفت . و چون بگيرند برنشينند و رياضت كنندشان ، و رياضت پذيرند و با مردم خو
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در اصل ؟ ب : او فمن ؟ مينارسكى هم در قرائت آن متردد است : اوبوقمن ؟ اولوقمن ؟ [ ( 2 - ) ] هر دو : به زودى ؟ [ ( 3 - ) ] كذا در هر دو نسخه . مينارسكى آن را سقوق هم خوانده و گويد كه ماركوارت سقوق را با رود سرى سو تطبيق ميدهد كه از شمال بجنوب جريان دارد ، و در ريگستان شمال شرقى شهر پيروسك جذب مىشود ( تعليقات حدود 308 ) . [ ( 4 - ) ] مراد از شورستان نمك زار است . [ ( 5 - ) ] كذا در اصل . ب : كند اورتاغى . مينارسكى املاى دوم را ترجيح داده و گويد كه كنداور را ماركوارت با او لوتا و ( كوه بزرگ ) تطبيق داد ، و نام سر چشمه‌هاى سرى سو ، و سرى كنگير و قره كنگير با نام كندور شباهتى دارد . [ ( 6 - ) ] كذا در هر دو ؟ شايد گشن باشد يعنى انبوه . [ ( 7 - ) ] بقول مينارسكى اسس را ماركوارت يا ايشيم تطبيق داده است .