اصل تركان از وى اوفتاد است . و من قبيله قبيله اكنون ايشان را چنان كه اندر كتب يافتم بگويم :
اما خلخيان
چنين گويند كه اين خلخ مردى بود از مهتران تركان ، و از جاى بجاى همى شدند ، و مادر خلخ بر ستورى نشسته بود ، و جاى خالى بود . چاكرى [ 1 ] از آن خلخ بدين مادر خلخ رسيد و قصد آن زن كرد ، و از وى اندر آويخت . و آن زن او را بيرون انداخت و تهديد كرد به دو ، و معلوم است كه زنان تركان سخت پاك باشند . و چون اين چاكر آن بديد بترسيد ، و از آنجا بگريخت ، و بناحيت تغزغز [ 2 ] بشد بولايت خاقان . و مردى از جملهء خاقانيان او را اندران شكارگاه بيافت بجاى سخت بد ، و نمد پاره بر خويشتن بسته ، او را يباغو [ 3 ] نام كرد ، پس او را پيش خاقان برد . چون خاقان از حال او بدانست ، همه خلخيان را كه اندر ولايت او بودند جمع كرد ، و اين يباغو را بر ايشان . . . . [ 4 ] رياست داد ، و آن قبيله را يباغو [ 5 ] خلخ نام كرد . پس مردى از تركستان ( 347 ) بقبيلهء تغزغز آمد ، و بر
هامش
[ ( 1 - ) ] هر دو : چاگران ؟
[ ( 2 - ) ] هر دو : تغرغر ؟ كه صحيح آن تغزغز است ( طبايع الحيوان 2 ) و اين شهر پايتخت خاقان بود كه از نوشجان سه ماهه فاصله داشت ( ابن خرداذبه 30 ) .
[ ( 3 - ) ] هر دو مكررا : بياغو ؟ بموجب تصريح كاشغرى در ديوان لغات الترك ( 1 ر 28 ) بياقو از جملهء بيست قبيلهء تركست ، كه همين مطلب را در ( ج 3 ص 27 ) نيز تكرار كرده و گويد يباقو جيل من الترك .
در تاريخ فخر الدين مباركشاه مروروذى ( ص 47 ) نيز يباغو از جملهء عشاير تركست ( طبع لندن 1927 م ) .
[ ( 4 - ) ] هر دو : بر ايشان بار ساعت رياست داد ؟ معنى بار ساعت روشن نيست ، بجاى آن نقاط گذاشته شد . شايد ارسانگ باشد كه در تاريخ رشيدى به شكل اورسنگ ضبط گرديده و نام قبيلهيى بود در ختاى و تبت ( تعليقات مينارسكى بر حدود العالم 262 ) .
[ ( 5 - ) ] هر دو : بباعوا خلخ ؟